319
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 581)

۱۱۵۴.ابوذر غفارى گفت از رسول عليه السلام شنيدم كه:«هر كه او سيمى رها كند، داغ كنند به آن او را روز قيامت».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 582)

۱۱۵۵.رسول عليه السلام گفت:«ندانى كه خداى تعالى زكات واجب نكرده، الاّ براى آنكه مالهاى شما پاكيزه كند به آن چون زكات داده باشى آن باقى پاكيزه است و مواريث فرض كرد در مال ها كه از شما باز ماند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 584)

۱۱۵۶.رسول عليه السلام گفت:«خبر دهم شما را به بهترين كنزى كه مرد بنهد خود را؟» «گفتند: بلى يا رسول اللّه ! گفت: «زن صالح كه چون در او نگرد، شاد شود و چون كاريش فرمايد، طاعتش دارد. چون غايب شود از او، حفظ الغيب او كند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 2، ص 584)

۱۱۵۷.عبد العزيز روايت كرد از سهل از پدرش از ابو هريره از رسول عليه السلام كه گفت:«هيچ صاحب كنزى نباشد كه او زكات مال بندهد و الاّ آن زر و سيم او در آتش دوزخ بتابند و به صحفه ها كنند و به آن پيشانى و پهلو و پشت ايشان را داغ مى كنند تا خداى تعالى كار بندگان بگذارد در روزى كه مقدار آن روز پنجاه هزار سال باشد از سالهاى شما چون خداى تعالى كار خلقان بگذارده باشد و حساب ايشان فضل كرده آنگه بنگرد تا مرد اهل چيست. اگر اهل بهشت باشد به بهشتش برند و اگر اهل دوزخ باشد به دوزخش برند و اگر مرد صاحب شتر باشد و زكات نداده باشد، خداى تعالى بفرمايد تا در آن صحرا او را بر روى افكنند و آن شتران بر سَرِ او مى روند. هر گه كه آخرشان بگذرد، اوّلشان باز آيد تا آنگه كه خداى تعالى حكم فصل كند ميان اهل موقف در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال بود از سالهاى شما
و آنكه صاحب گوسفند بود، او را بيارند و در آن صحرا بر روى افكنند و آن گوسفندان او را به پا و لگد به سَرِ وى مى زنند تا آنگه كه خداى تعالى حساب فصل كند ميان خلقان در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال بود و ندانم كه حديث گاو گفت يا نگفت».

1.روض الجنان، ج ۹، ص ۲۲۶ ـ ۲۲۷.

2.همان، ص ۲۲۹.

3.همان، ص ۲۳۳.

4.همان، ص ۲۳۳.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
318

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 548)

۱۱۵۰.راوى خبر گويد كه رسول عليه السلام گفت:«قرآن بر من آيه آيه آمد. سورة التوبه و سورة الانعام كه جمله فرود آمد و با هر يكى هفتاد هزار فرشته بودند، مى گفتند: بگو يا محمد تا وصيّت خبر كنند به صورتى كه در او نسبت خداست؛ يعنى سوره اخلاص».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 552)

۱۱۵۱.عطا گفت مردى را پيش رسول عليه السلام آوردند اسير، او را ابو اُمامه گفتند، سيّد يمامه بود.
رسول عليه السلام او را گفت:
«اسلام آور يا خويشتن را باز خر يا تو را بكشند يا آزادت كنند».
گفت: يا محمّد! اگر بكشى، مرد بزرگ را كشته باشى و اگر فدا ستانى، بزرگى را فدا ستاده باشى و اگر آزاد كنى، همچنين. و امّا اسلام نخواهم.
رسول عليه السلام گفت: «برو كه آزادت كردم».
او چون اين بشنيد گفت: أَشهد أَن لا إِله إِلاّ اللّه وأَنّك رسولُ اللّه ؛ كرم تو دليل مى كند كه تو پيغمبرى خداى را، و برخاست و با يمامه شد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 558)

۱۱۵۲.انس گفت رسول عليه السلام گفت:«هر كس كه برده اى دارد كه آبستن است، با او نزديكى نكند و هر چه آبستن نيست، خويشتن از او دور دارند تا آنگه كه استبرا كند او را به حيض».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 2، ص 571)

۱۱۵۳.ابو سلمه روايت كرد از عايشه كه گفت رسول عليه السلام گفت:«روزگار به سر نشود
تا مردمان لات و عُزّا نپرستند».

1.روض الجنان، ج ۹، ص ۱۵۳.

2.همان، ص ۱۶۲.

3.همان، ص ۱۷۶ ـ ۱۷۷.

4.همان، ص ۲۰۶.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44561
صفحه از 647
پرینت  ارسال به