325
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

۱۱۷۶.جابر عبداللّه انصارى روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«در خواب ديدم كه جبرئيل بر بالين من بودى و ميكائيل بر پايين با يكديگر مى گفتند براى او مَثَل بزن آنكه گفت بشنو كه گوش شنوا باد و بدان كه دلت دانا باد مثَل تو و مثَل امّت تو، چون مَثَل پادشاهى است كه سرايى بنا كند و در آن سراى خانه اى سازد و در آن خانه خوانى نهد. آن گاه رسولى فرستد و قومى را به دعوت خواند: بعضى اجابت كنند و بعضى نكنند. پادشاه خداست و سرا سراى سلامت و خانه بهشت و تو كه محمدى، رسولى. هر كه تو را اجابت كند به اسلام درآيد به سراى اسلام و هر كه به سراى سلام درآيد، به طعام حاضر آيد و به آن متمتّع شود».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 18)

۱۱۷۷.سعيد جبير گفت از رسول عليه السلام پرسيدند كه. من اولياء اللّه ؛ دوستان خداى كيستند؟ گفت:«آنان اند كه چون مردمان ايشان را به بينند، خداى را ياد كنند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲
، ج 3، ص 32)

۱۱۷۸.راوى خبر گويد كه از رسول عليه السلام شنيدم كه مى گفت:«خداى را بندگان هستند كه نه پيغمبران اند و نه شهيدان؛ پيغمبران و شهيدان را بر ايشان غبطت باشد روز قيامت به مكان ايشان از خدا».
گفتند: يا رسول اللّه ! كيستند ايشان و عمل ايشان چه باشد؟ ما را نيز بگو تا ما ايشان را دوست داريم. گفت: «ايشان قومى باشند كه با يكديگر دوستى كنند براى خدا، بى آنكه ميان ايشان رحمى باشد و خويشى و نه مالى كه به يكديگر دهند كه و اللّه رويهاى ايشان به نور تابنده بود و ايشان بر منبرهاى نور باشند. چون مردمان
ترسند، ايشان نترسند و چون مردمان اندوهگين باشند، ايشان نباشند».

1.همان، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۲.

2.همان، ص ۱۶۹.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
324

۱۱۷۲.روايت است از ابو اُمامه رضى الله عنه از أُبَىِّ كعب رحمه الله كه رسول صلى الله عليه و آلهگفت:«هر كه سوره يونس عليه السلام را بخواند، خداى تعالى (جل جلاله) به عدد هر كسى كه ايمان داشت به يونس عليه السلام و آنكه نداشت و به عدد آنها كه با فرعون غرق شده اند، ده حسنه در نامه اعمال او نويسد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 1)

۱۱۷۳.در خبر است كه رسول عليه السلام جبرئيل را گفت:«امّت من صراط چگونه گذارند؟»
«برفت و باز آمد و گفت خدايت سلام مى رساند و مى گويد: تو بر صراط به نور من گذرى، و على بن ابى طالب بر صراط به نور تو گذرد، و امّت تو بر صراط به نور على گذرد، و نور امّت تو از نور على باشد، و نور على از نور تو، و نور تو از نور خدا».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 6)

۱۱۷۴.در خبر است كه رسول عليه السلام گفت كه:«چون بنده سر از گور برآورد، عمل صالحش پيش او آيد بر نكوتر صورتى و هيئتى. او گويد: تو كيستى كه من تو را بس نيكوروى و نيكوسيرت و نيكوطريقت مردى مى بينم؟ گويد: من عمل صالح توأم. آنگه نور او شود و قايد او به بهشت، و كافر چون از گور سر برآرد، عمل بد او بر صورت زشت و هيئتى زشت پيش او آيد. او گويد: تو كيستى كه تو را مردى زشت روى مى بينم؟ گويد: من عمل بد توأم و از تو مفارقت نكنم تا تو را به دوزخ سپارم».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 6)

۱۱۷۵.طلحة بن عُبيْد اللّه گفت از رسول عليه السلام پرسيدند كه تفسير سبحان اللّه چه باشد؟ گفت:تنزيه اللّه من كل سوءٍ؛ تنزيه خداى باشد از همه بدى».

(تفسير ابوالفتوح
رازى ۴ ، ج 3، ص 7)

1.همان، ص ۸۹.

2.همان، ص ۱۰۲ ـ ۱۰۳.

3.همان، ص ۱۰۳.

4.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۱۰۴.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44468
صفحه از 647
پرینت  ارسال به