333
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 178 ـ 179)

۱۲۰۲.سعيد جبير روايت كند از عبداللّه عبّاس كه جماعتى يهودان به نزديك رسول آمدند و او را گفتند:يا محمّد! ما آمده ايم تا تو را پرسيم از جواب مسائلى. اگر جواب دهى و جواب به صواب دهى، ايمان آريم. رسول صلى الله عليه و آله با ايشان عهد كرد كه خلاف نكند و گفت: «اللّه على ما نقول وكيل». گفتند: أخبِرنا عن الرّعد؛ ما را خبر ده از رعد تا چيست.
فرموده: «فرشته اى است موكّل بر ابر تازيانه اى به دست دارد و ابر را به آن مى راند؛ چنان كه خداى تعالى فرمايد».
گفتند: اين آواز چيست كه از او مى شنويم. گفت: «زجر او است ابر را تا آن جا رود كه خواهد». گفتند: راست گفتى.

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 182)

۱۲۰۳.سالم بن عبداللّه روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله چون آواز رعد شنيدى، گفتى:«اَللّهُم لا تقتلنا بغضبك ولا تهلكنا بعذابك وعافنا من بلائك».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 182)

۱۲۰۴.عبدالرحمن بن عوف گفت از رسول شنيدم كه گفت:«خداى تعالى گفته است من خداى رحمانم، رحم بيافريدم و نام آن از نام خود بشكافتم هر كه آن را بپيوندد، با او بپيوندم و هر كه آن را ببُرد، از او ببُرم».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 189)

1.روض الجنان، ج ۱۱، ص ۱۹۱ ـ ۱۹۲.

2.همان، ص ۱۹۹ ـ ۲۰۰.

3.همان، ص ۲۰۰.

4.همان، ص ۲۱۳ ـ ۲۱۴.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
332

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 170)

۱۱۹۹.عبداللّه عبّاس گفت:چون اين آيت آمد، رسول دست بر سينه خود نهاد و گفت: «انا المنذر». و دست بر دوش اميرالمؤمنين نهاد و گفت: «انت الهادى يا على بك يهتدى المهتدون من بعدى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 176)

۱۲۰۰.حذيفة بن اليمان روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«اگر اين كار (خلافت) با اميرالمؤمنين على (عليه الصلوة والسلام) فكنيد، او هادى و مهدى است».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 176)

۱۲۰۱.در خبر است كه يكى از جمله بزرگان صحابه از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد كه بر ما چند فرشته موكّل اند؟
گفت:
«دو فرشته: يكى بر راست و يكى بر چپ. آنكه بر راست، امير است بر آنكه بر چپ است. چون بنده حسنَتى بكند، آن فرشته دست راست يكى را ده بنويسد و چون سيّئتى بكند، فرشته دست چپ گويد بنويسم؟ گويد توقّف كن باشد كه پشيمان شود يا استغفار كند يا توبه كند تا سه بار مراجعه كند. اگر بنده استغفار كند يا توبه كند، هيچ بر او ننويسد و اگر نكند، از پسِ آن گويد بنويس. يكى را يكى كه خداى ما را از اين برهاند كه بد قرينى است ما را كه جانب خداى را مراقبه نكند و از ما شرم دارد... و دو فرشته ديگرند خداى را در پيش و پس ما كه ما را نگاه مى دارد... و فرشته ديگر است موى پيشانى تو به دست اوست، يعنى مسلّط است بر تو. اگر تواضع كنى، تو را رفيع كند و چون تكبّر كنى، تو را فرو شكند و دو فرشته ديگر كه بر لب تو موكّل اند، هيچ نگاه ندارند، جز صلوات بر محمّد و آل محمد و فرشته ديگر كه بر دهن تو موكّل است رها نكند كه مار در دهن تو رود و دو فرشته بر
چشمهايت موكّل اند. اين ده فرشته اند موكّل بر هر آدمى به شب. ده ديگر بيايند ده گانه روز بروند و فرشتگان شب بروند ده ديگر براى روز بيايند. جمله بيست فرشته اند: ده به روز و ده به شب و ابليس به روز متعرّض وسوسه آدميان باشد و فرزندانش به شب».

1.روض الجنان، ج ۱۱، ص ۱۷۳.

2.همان، ص ۱۸۶.

3.همان، ص ۱۸۶.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44398
صفحه از 647
پرینت  ارسال به