367
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 325 ـ 326)

۱۲۵۶.عكرمه گفت از عبداللّه از رسول عليه السلام كه:«خداى تعالى چون چيزها بيافريد، از نور عرش دو آفتاب آفريد. اما آنكه در سابق علم او آن بود كه آن را محو خواهد كردن تا ماه شود و محو كند نور آن را دون آفتاب آفريد در جرم و براى آن ما كوچك مى بينيم آن را كه مسافتى سخت بعيد است و اگر خداى نور ماه بر حدّ نور آفتاب
رها كردى، مردم شب از روز نشناختندى، مزدوران ندانستى كه از كى تا كى كار كنند، و روزه دار ندانستى كه از كى تا كى روزه دارد، و زن ندانستى كه عدّه چندگاه دارد، و مسلمانان ندانستى كه وقت نمازشان كى باشد، و وقت حجّشان كى باشد، و وام دار ندانستى كه حلول اجل او كى باشد، و ندانستى كه وقت زرع و حصادشان كى باشد،و ندانستندى كه كى بياسايند، و كى طلب روزى كنند. خداى تعالى به حسن نظرش براى بندگان جبرئيل را بفرستاد تا پَر خود سه بار بر روى ماه بماليد تا روشنايى او با اين مقدار آمد كه مى بينيد تا شب از روز جدا باشد».

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۶۳ ـ ۱۶۴.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
366

۱۲۵۴.رسول عليه السلام گفت:«چون بنى اسرائيل تعدّى و ظلم از حدّ ببردند و پيغمبران را كشتن گرفتند، خداى تعالى مَلِك پارس بخت نصر را بر ايشان مسلط كرد و ملك پادشاهى او هفتصد سال بود. بيامد با لشكرى بسيار، به در بيت المقدس فرود آمد و آن را حصار داد و بگشاد و هفتاد هزار مرد را بر خون يحيى بن زكريّا بكشت و اهل بيت المقدس را بَرده كرد و آن شهر را به غارت داد و سلب و حلّى بيت المقدس و از آن جمله صد هزار و هفتاد هزار كردون گران بار از مالها و از حلّى ايشان از آنجا بياوردند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 325)

۱۲۵۵.حذيفه گفت:من گفتم: يا رسول اللّه بيت المقدس، همانا جاى بزرگوار بوده است؟ گفت: «اصل آن را سليمان بن داوود بنا كرد از درّ و ياقوت و زبرجد، و ملاطش زر بود، و خشتش سيم بود، و ستونهايش زر بود از آن مالها كه خدا داده بود سليمان را و شياطين مسخّر او بودند تا آنچه او مى خواست مى آوردند از اقصاى عالم. بخت نصر اين همه مالها ببرد و به بابل آمد و اسيران بنى اسرائيل را با خود
آنجا برد و ايشان در دست او صد سال بماندند. ايشان را بندگى مى داشت و بخت نصر و لشكرش گبر بودند و در ميان اين بنى اسرائيل، بعضى صالحان و پيغمبرزادگان بودند. خداى تعالى بر زبان بعضى پيغمبران امر كرد به پادشاهى از پادشاهان پارس نام او كوروش و او مردى بود مؤمن كه برو و بنى اسرائيل را از دست بخت نصر بستان و حلّى بيت المقدس از او بستان و باز جاى خود بر او برفت و با بخت نصر كارزار كرد و بنى اسرائيل را از دست او بستد و حلى بيت المقدس بازگرفت و باز جاى آورد و بنى اسرائيل پس از آن به چند سال بر طاعت و استقامت باستادند، بار دگر با سَرِ معصيت شدند. خداى تعالى پادشاهى را بر ايشان مسلّط كرد نام او انطنا حورس. به غزاى بنى اسرائيل آمد تا به بيت المقدس آمد و اهلش را به بردگى برد. بيت المقدس را بسوخت و ايشان را گفت: اى بنى اسرائيل! اگر با سر معصيت شويد، ما با شما بر سر غارت و سبى شويم. بنى اسرائيل باسر معصيت شدند. خداى تعالى پادشاهى را بر ايشان مسلّط كرد از روم، نام او فاقس بن اسايوش. بيامد و با ايشان كارزار كرد در برّ و بحر. بر ايشان غارت كرد و حلّى بيت المقدس بياورد و بيت المقدس را بسوخت».
آن گه رسول عليه السلام گفت: «مهدى در روزگار خود حلىِّ بيت المقدس با جايگاه فرمايد بردن در هزار و هفتصد كشتى و خداى تعالى خلق اوّلين و آخرين را در بيت المقدس جمع كند».

1.همان، ص ۱۶۳.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43950
صفحه از 647
پرینت  ارسال به