۱۲۵۴.رسول عليه السلام گفت:«چون بنى اسرائيل تعدّى و ظلم از حدّ ببردند و پيغمبران را كشتن گرفتند، خداى تعالى مَلِك پارس بخت نصر را بر ايشان مسلط كرد و ملك پادشاهى او هفتصد سال بود. بيامد با لشكرى بسيار، به در بيت المقدس فرود آمد و آن را حصار داد و بگشاد و هفتاد هزار مرد را بر خون يحيى بن زكريّا بكشت و اهل بيت المقدس را بَرده كرد و آن شهر را به غارت داد و سلب و حلّى بيت المقدس و از آن جمله صد هزار و هفتاد هزار كردون گران بار از مالها و از حلّى ايشان از آنجا بياوردند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 325)
۱۲۵۵.حذيفه گفت:من گفتم: يا رسول اللّه بيت المقدس، همانا جاى بزرگوار بوده است؟ گفت: «اصل آن را سليمان بن داوود بنا كرد از درّ و ياقوت و زبرجد، و ملاطش زر بود، و خشتش سيم بود، و ستونهايش زر بود از آن مالها كه خدا داده بود سليمان را و شياطين مسخّر او بودند تا آنچه او مى خواست مى آوردند از اقصاى عالم. بخت نصر اين همه مالها ببرد و به بابل آمد و اسيران بنى اسرائيل را با خود
آنجا برد و ايشان در دست او صد سال بماندند. ايشان را بندگى مى داشت و بخت نصر و لشكرش گبر بودند و در ميان اين بنى اسرائيل، بعضى صالحان و پيغمبرزادگان بودند. خداى تعالى بر زبان بعضى پيغمبران امر كرد به پادشاهى از پادشاهان پارس نام او كوروش و او مردى بود مؤمن كه برو و بنى اسرائيل را از دست بخت نصر بستان و حلّى بيت المقدس از او بستان و باز جاى خود بر او برفت و با بخت نصر كارزار كرد و بنى اسرائيل را از دست او بستد و حلى بيت المقدس بازگرفت و باز جاى آورد و بنى اسرائيل پس از آن به چند سال بر طاعت و استقامت باستادند، بار دگر با سَرِ معصيت شدند. خداى تعالى پادشاهى را بر ايشان مسلّط كرد نام او انطنا حورس. به غزاى بنى اسرائيل آمد تا به بيت المقدس آمد و اهلش را به بردگى برد. بيت المقدس را بسوخت و ايشان را گفت: اى بنى اسرائيل! اگر با سر معصيت شويد، ما با شما بر سر غارت و سبى شويم. بنى اسرائيل باسر معصيت شدند. خداى تعالى پادشاهى را بر ايشان مسلّط كرد از روم، نام او فاقس بن اسايوش. بيامد و با ايشان كارزار كرد در برّ و بحر. بر ايشان غارت كرد و حلّى بيت المقدس بياورد و بيت المقدس را بسوخت».
آن گه رسول عليه السلام گفت: «مهدى در روزگار خود حلىِّ بيت المقدس با جايگاه فرمايد بردن در هزار و هفتصد كشتى و خداى تعالى خلق اوّلين و آخرين را در بيت المقدس جمع كند».