371
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

۱۲۶۸.فضالة بن ايّوب روايت كند از صادق عليه السلام از پدرانش از رسول عليه السلام كه گفت:«چون روز قيامت باشد و خلايق را در صعيد سياست بدارند. منادى از قِبَل ربِّ العزّة ندا كند كه كجاست فلان بن فلان، امام عادل. او روى فراز كند و شيعت او پيرامن او. ابرى از نور عظمت سايه بر ايشان افكند. لوايى بر بالاى سرِ او بر آنجا نوشته: لا اله الاّ اللّه محمّد رسول اللّه الامام العادل ولىّ اللّه . ايمن است او و شيعت او از خشم خدا».
آن گه منادى ندا كند از قِبَل قديم تعالى: «أينَ فلان بن فلان امام الضلالة وشيعته؟ كجاست فلان بن فلان امام ضلالت و شيعه او؟ او روى فراز كند و شيعت او پيرامن او. ابرى سياه بر ايشان سايه فكند. بر بالاى سر او لوايى برو نوشته: لا إله الاّ اللّه فلان بن فلان و شيعته آيسون من رحمة اللّه ؛ فلان پسر فلان و شيعت او نوميدند از رحمت خداى. آن گه او را و شيعت او را در دوزخ اندازند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 370)

۱۲۶۹.عبداللّه عباس گفت كه رسول عليه السلام گفت كه:«خيرى نباشد در نمازى كه در او ركوعى و سجودى نبود».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 374)

۱۲۷۰.ابوهريره روايت كرد از رسول عليه السلام گفت:«جبرئيل به من آمد. آن گه كه زوال آفتاب بود و نماز پيشين بكرد. من در پى او برفت. چون سايه هر چيزى هم چندان شد، باز آمد و نماز ديگر بكرد و من در پى او. چون آفتاب فرو شد، باز آمد و نماز شام بكرد و من در پى او. چون شفق فرو شد، باز آمد و نماز خفتن بكرد و من در پى او. چون صبح برآمد، باز آمد و نماز بامداد بكرد و من در پى او. روز ديگر آمد، آن گه كه سايه هر چيزى هم چندان بود و نماز پيشين بكرد، من در پى او بودم. چون سايه
دو چندان شد، باز آمد و نماز ديگر بكرد و من در پى او و چون آفتاب فرو شد، نماز شام كرد. چون دو دانك از شب برفت، باز آمد و نماز خفتن كرد و چون روز روشن شد، باز آمد و نماز بامداد كرد و گفت: اى محمّد! اين نماز پيغمبران است كه پيش از تو بودند».
آن گه گفت: «مابين هاتين الصّلوتين وقت؛ از ميان اين دو وقت وقت است؛ يعنى روز اوّل نماز به اوّل وقت كرد و روز دوم به آخر وقت نماز كرد تا بدانند كه اوّل كدام است و آخر كدام و از ميان اوّل و آخر نماز توان كردن».

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۲۵۳.

2.همان، ص ۲۶۲.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
370

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 352)

۱۲۶۴.اميرالمؤمنين على عليه السلام گفت كه رسول عليه السلام گفت:«مُثله مكنيد و اگر همه سگ گزنده باشد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 352)

۱۲۶۵.زيد اسلم روايت كرد از عبداللّه كه رسول عليه السلام گفت:«خبر دهم شما را به چيزى كه نوح عليه السلام پسرش را فرمود؟» گفتند: بلى، يا رسول اللّه .
گفت: «نوح گفت: يا بُنَى! بگو: سبحان اللّه و بحمده كه اين نماز خلق است و تسبيح ايشان و ايشان را به آن روزى دهند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 356)

۱۲۶۶.ابوهريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«هر كه او مالى در سبيل خداى تعالى نفقه كند، روز قيامت او را از بهشت ندا كند كه اين عوض بهتر است تو را يا آن مال كه خرج كردى؟ آن گه از هر درى از درهاى بهشت داعيان دعوت مى كنند اهل آن در را، اهل نماز را از در نماز، و اهل روزه را از در روزه، و اهل جهاد را از در جهاد، و اهل صدقه را از در صدقه».
يكى از جمله صحابه گفت: يا رسول اللّه ! كسى باشد كه او را از همه اين درها ندا كنند؟ گفت: «بلى، و اميد است كه تو از آنانى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 369 ـ 370)

۱۲۶۷.ابوالقاسم عبداللّه بن عامر الطائى روايت كرد از پدرش از رضا عليه السلام از پدرش از پدرانش عليهم السلام از اميرالمؤمنين على عليه السلام كه رسول عليه السلام گفت در اين آيت كه:«فرداى قيامت هر قومى را به چند چيز باز خوانند: به امام زمانشان كه به او اقتدا كرده باشند، و به سنّت پيغمبرشان، و به كتاب خدايشان».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3،
ص 370)

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۲۱۸ ـ ۲۱۹.

2.همان، ص ۲۱۹.

3.همان، ص ۲۲۷.

4.همان، ص ۲۵۲.

5.همان، ص ۲۵۳.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43939
صفحه از 647
پرینت  ارسال به