403
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

۱۳۵۸.ابو نجيح السّلمى گفت كه رسول عليه السلام گفت:«هر كه طول دارد، چندان كه زن تواند كرد و نكند از ما نيست».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 34)

۱۳۵۹.ابو اُمامه گفت از رسول عليه السلام كه او گفت:«چهار كس آن باشند كه خداى تعالى لعنت كند ايشان را از بالاى عرش و فرشتگان آمين كنند. يكى آنكه از زنان خود را نگاهدارد و زن نكند و كنيزك ندارد تا او را فرزند نباشد، و مردى كه تشبّه كند به زنان و خداى او را مرد آفريده باشد، و زنى كه تشبّه كند به مردان و خداى او را زن آفريده باشد، و آنكه درويشان را معطّل فرو گذارد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 34)

۱۳۶۰.عكاف بن وادعة الهلالى گفت:به نزديك رسول عليه السلام شدم، مرا گفت: «يا عكاف! زن دارى؟»
گفتم: نه.
گفت: «كنيزك دارى؟»
گفتم: نه.
گفت: تو تندرستى و توانگر؟»
گفتم: آرى الحمد للّه.
گفت: «فانّك إِذاً من إِخوان الشياطين؛ تو از برادران ديوانى. إِمّا از رهبانان و ترسايان باش و إِمّا آن كه مسلمانان كنند كه سنّت ما نكاح است و بدترين شما عزبان اند و مردگان شما آنان اند كه عزب بميرند».
آن گه گفت: «شيطان را در خود سلاحى نيست بليغ تر از زنان الاّ و آنان كه زنان دارند مطهّران اند و مبرّايان از فنا. و يحك يا عكاف! زنان صواحب داوودند و زنان صواحب ايّوب و صواحب يوسف. و يحك يا عكاف! زن بكن، زن بكن كه تو از جمله گناهكارانى».
گفتم يا رسول اللّه ! زنى ده مرا پيش از آنكه از اينجا برخيزم.
گفت: «به تو دادم كريمه بنت كلثوم الحميرى را».

1.روض الجنان، ج ۱۴، ص ۱۲۹.

2.همان، ص ۱۲۹ ـ ۱۳۰.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
402

۱۳۵۴.عطاء بن يسار گفت:مردى رسول عليه السلام را گفت: يا رسول اللّه ! مرا مادرى است، چون نزديك او خواهم شدن دستورى خواهم؟ گفت: بلى.
گفت: خدمت او مرا بايد كردن و هر روز چند بار برو رفتن بهر نوبت دستورى خواهم؟ گفت: آرى.
آن گه گفت: «شايد تو را كه در روى و او را برهنه بينى؟» گفت: نه. گفت: پس دستورى بخواه.

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 30)

۱۳۵۵.در خبر است كه ابو موسى اشعرى در سراى عمر خطّاب آمد و تعلّل بكرد و سلام كرد و دستورى خواست سه بار. جوابش دادند به جوابى كه معنى آن توقّف بود. برفت. عمر كس فرستاد و او را باز خواند. گفت:چرا توقّف نكردى. گفت: از براى آنكه از رسول شنيدم كه گفت: «سه بار چون دستورى خواهى و دستورى ندهند، برگردى».
گفت: اگر كسى را بيارى كه با تو اين شنيده باشد، و الاّ تو را عقوبت كنم. او برفت و يكى از صحابه را بياورد كه با او اين حديث شنيده بود تا گواهى داد تا عمر دست از او بداشت.

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 30)

۱۳۵۶.رسول عليه السلام گفت:«مردى چون به دَرِ سراى رسد، تسبيح و تهليل كند كه اهل سراى آگاه شوند از آنكه او در سراى خواهد آمد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 30)

۱۳۵۷.ابو هريره گفت از رسول عليه السلام كه:«بَينا مرد در نماز باشد. زنى بگذرد او در نماز به آن نگرد و چشم از قفاى او رها كند. بيم آن بود كه چشمهاى او برود».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 32)

1.روض الجنان، ج ۱۴، ص ۱۲۱.

2.همان، ص ۱۲۱.

3.اين حديث در روض الجنان چاپ ۲۰ جلدى يافت نشد.

4.روض الجنان، ج ۱۴، ص ۱۲۴.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43627
صفحه از 647
پرینت  ارسال به