(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 35 ـ 36)
۱۳۶۵.عايشه گفت:دختركى انصارى در حجره من بود و من او را مى پروردم. او را به شوهرى دادم. آن شب كه به خانه شوهر شد در همسايگى ما، رسول عليه السلامگفت: «چرا هيچ آوازى نيست اينجا و شعرى نمى خوانند كه انصاريان را اين عادت باشد و دوست دارند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 36)
۱۳۶۶.در خبر است كه مردى به خدمت رسول عليه السلام آمد و گفت:يا رسول! درويشم. گفت: «برو زن بكن».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 37)
۱۳۶۷.ابوهريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«سه كس آنان اند كه بر خداى واجب است كه ايشان را يارى دهد. مردى كه در سبيل خداى بيرون آيد؛ يعنى به هجرت يا جهاد، و مردى كه زنى بكند تا خداى او را مستغنى بكند، و غلامى كه مكاتبه خواهد از خواجه و نيّت اداء كند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 38)
۱۳۶۸.ابوهريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«هيچ كس نباشد كه بامداد و شبانگاه به مسجد رود و مسجد بگزيند بر جاهاى ديگر، الاّ او را به نزديك خداى تعالى نزل معدّ و به جارده باشد در بهشت؛ چنان كه يكى از ما به نزديك دوستى شود به زيارت، نه او اجتهاد كند در كرامت او».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 4، ص 45)
۱۳۶۹.سهل بن السّعد الساعدى روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«هر كه بامداد و شبانگاه به مسجد شود تا علمى آموزد از كسى يا كسى را علمى در آموزد، ثواب او ثواب مجاهدان باشد در سبيل خداى كه جهاد كنند و غنيمت بردارند. و هر كس كه نه براى اين به مسجد شود، همچنان باشد كه به نظاره كارى شود و بيند آن چيز را و از آن نصيبى نيابد نمازكنان را بيند و از ايشان نباشد و ذاكران را بيند و از ايشان
نباشد».