(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 108)
۱۳۸۸.انس مالك روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«خداى تعالى اين هفت سورت دراز مرا به جاى تورات داد، و طواسين به جاى زبور، و تفضيل داد به حواميم و مفصل و پيش از آن هيچ پيغامبر را نداده بود».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 111 ـ 112)
۱۳۸۹.ابو اُمامه روايت كرد از أُبَىِّ كعب كه رسول عليه السلام گفت:«هر كه او سورة الشعراء برخواند، خداى تعالى به عدد هر كه به نوح آيمان آورد و عدد آنكه به او كافر شدند و به هود و شعيب و صالح و ابراهيم و عيسى و محمّد (عليه و عليهم السلام) مؤمن شدند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 112)
۱۳۹۰.محمد بن الحنفيّه روايت كرد از اميرالمؤمنين عليه السلام كه رسول صلى الله عليه و آله گفت كه:«طاء طور سينا است و سين اسكندريه است و ميم مكّه است. خداى تعالى قسم ياد كرد به اين چيزها».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 114)
۱۳۹۱.جابر عبداللّه انصارى روايت كرد از رسول عليه السلام كه:«روز قيامت، چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند، يكى از جمله ايشان گويد: بار خدايا! حال دوست من فلان چيست؟ حق تعالى گويد: او به دوزخ است، گرفتار به گناه خود. اين مؤمن شفاعت كند. گويد: بار خدايا! اگر از كرم روى دارد او را به من بخش. گويد: بخشيدم. بروند و او را از دوزخ بياورند. عند آن حال كافران گويند: «فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ * وَلا صَدِيقٍ حَمِيمٍ»۵
».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 4، ص 129)
۱۳۹۲.ابو هريره گفت:يك روز حسّان در مسجد رسول عليه السلام شعر مى خواند. عمر خطّاب بگذشت و به خشم درو نگريد. حسّان گفت: چه مى نگرى من اينجا شعر
خواندم كه بهتر از تو حاضر بود؛ يعنى رسول عليه السلام. گفت: يا ابا هريره! به خداى بر تو كه شنيدى رسول عليه السلام مرا گفت و عبداللّه رواحة را و كعب بن مالك را «اللّهم ايّدهم بروح القدس». گفت: نعم.