419
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

۱۴۱۹.ابو اُمامه روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«حلال نباشد تعليم مغنيّات و زنانى كه غنا آموزند، بيعشان روا نباشد و بهاى ايشان حرام باشد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 268 ـ 269)

۱۴۲۰.ابو اُمامه روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت كه:«خداى تعالى مرا بفرستاد تا هُدا و رحمت عالميان باشم و مرا فرمود تا مزامير و معارف و اوتار و بتان را محو كنم و كارهاى جاهليّت را، و خداى سوگند خورد به عزّت خود كه هيچ بنده اى نباشد كه او شربت خمر باز خورد به قصد، الاّ مانند آن شربت صديد دهم او را در قيامت اگر آمرزنده باشد و اگر معذّب، و هيچ كس نباشد كه كودكى را شربت خمر دهد يا ضعيفى را و الاّ مانند آن شربت صديد او را اگر معذّب و اگر مغفور بود، و هر كس خمر رها كند براى من، او را از حوضهاى قدس آب دهم». آن گه گفت: «آلات مزامير خريدن و فروختن و بهاى آموختن و تجارت كردن به آن حرام باشد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 269)

۱۴۲۱.عبداللّه عمر گفت از رسول عليه السلام شنيدم كه او گفت:«حق است اين كه مى گويم لقمان پيغمبر نبود و ليكن بنده بود ماضى در كارها به جدّ و اجتهاد بسيار تفكّر، نيكو يقين، خداى را دوست داشت، خداى او را دوست داشت و خداى منّت نهاد بر او به حكمت. در نيمه روز خفته بود، ندايى شنيد كه او را گفتند: يا لقمان! خواهى تا تو را خداى به خليفه كند در زمين تا ميان مردمان حكم كنى به حق؟ جواب داد كه اگر خداى تعالى مرا مخيّر بكند، من اختيار عافيت كنم، نه اختيار بلا و اگر مرا فرمايد و ايجاب كند به سمع و طاعت برابر كنم چه دانم كه اگر با من اين بكند مرا معاونت كند و عصمت دهد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 270)

1.روض الجنان، ج ۱۵، ص ۲۸۰.

2.همان، ص ۲۸۱.

3.همان، ص ۲۸۳.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
418

۱۴۱۵.ابو درداء روايت كرد كه روزى رسول عليه السلام ذكر بهشت مى كرد و انواع نعمت او. اعرابى به آخر قوم نشسته بود، در زانو افتاد و گفت:يا رسول اللّه ! در بهشت سماع باشد؟
گفت: «بلى در بهشت جويى است، در كنار آن جوى نباتى رُسته است. حوصان آن نبات آوازى دهد و سماعى كند كه خلايق مثل آن نشنيده باشند و آن فاضل تر نعمتى باشد در بهشت».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 254)

۱۴۱۶.انس مالك روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«هر كه خواهد كه او را فرداى قيامت به كيل تمام تر دهند تا بگويد: «فَسُبْحانَ اللّه ِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ... وَكَذلِكَ تُخْرَجُونَ»۲«سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا يَصِفُونَ * وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ * وَالْحَمْدُ للّه ِِ رَبِّ الْعالَمِينَ»۳ ».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 255)

۱۴۱۷.عياض بن عمار روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«خداى تعالى مرا فرمود كه بياموزم شما را آنچه ندانيد و خداى تعالى گفت مرا كه آنچه بندگان خود داده ام حلال است ايشان را. من بندگان خود را، همه را مسلمان آفريده ام. شيطان مى آيد ايشان را مى فريبد و بر ايشان حرام مى كند آنچه من حلال كردم ايشان را مى فرمايد ايشان را تا به من شرك آرند تغيير و تبديل نيست خلق خداى را».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 4، ص 258)

۱۴۱۸.روايت است از زِرِّ حُبيش از أُبَىِّ كعب از پيغامبر عليه السلام كه:«هر كه سوره لقمان بخواند، در قيامت رفيق لقمان باشد و به عدد هر كس كه در دنيا معروف كند و منكر، خداى تعالى او را ده حسنه بنويسد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 4، ص 268 ـ 267)

1.روض الجنان، ج ۱۵، ص ۲۴۷.

2.القنوط : اليأس ، وقنّطه : يأّسه . رَوْح اللّه : لطفه ورأفته . مكر اللّه : أخذ العبد بالعقاب من حيث لا يشعر.

3.الروم (۳۰): آيات ۱۷ ـ ۱۹.

4.الصافّات (۳۷): آيات ۱۸۰ ـ ۱۸۲ .

5.روض الجنان، ج ۱۵، ص ۲۴۹.

6.همان، ص ۲۵۶.

7.همان، ص ۲۷۵.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43530
صفحه از 647
پرینت  ارسال به