(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 365)
۱۴۴۳.عبداللّه مسعود روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت:«چون خداى تعالى به وحى سخنى فرمايد اهل آسمان از وحى او صلصله اى شنوند؛ چون آواز زنجير گران كه بر سنگ بكشند. بترسند و بيهوش شوند. چون جبرئيل را بينند با او، بدانند كه آواز وَحى بود. ترس از دل ايشان ساكن شود، گويند: يا جبرئيل ماذا قال ربكم؟ جبرئيل گويد: الحق. اهل آسمان به يك بار آواز دهند و گويند: الحق الحق».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 369)
۱۴۴۴.ابوهريره روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت:«چون خداى تعالى قضايى فرمايد در آسمان، فرشتگان پَرها بر هم زنند به مانند آواز زنجير بر سنگ سخت. اهل آسمان بترسند. آن گه ساكن شوند، گويند: ماذا قال ربّكم؟ جواب دهند يكديگر را و گويند: الحق الحق».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 369)
۱۴۴۵.نواس بن سمعان روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه:«خداى چون وَحى كند به جبرئيل در كارى و پيغامى رجفه اى و لرزه اى و زلزله اى در آسمان افتد كه اهل آسمان ترسند و بيهوش شوند و به سجده در افتند. چون جبرئيل بر ايشان گذر كند، بدانند كه از سبب وحى بوده است آن رجفه. جبرئيل را گويند: ماذا قال ربّنا. او گويد الحق. ايشان نيز گويند: الحق. پس جبرئيل به زمين آيد و وحى را بگذارد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 369)
۱۴۴۶.حارث بن هشام گفت:از رسول صلى الله عليه و آله پرسيدم كه وحى به تو چون آيد؟
گفت: «اَحيانى به مانند صلصله جرس و مرا از آن خوفى باشد و اوقاتى بر صورت مردى بيايد و با من سخن گويد، اين بر من آسان تر باشد از آن».
(تفسير
ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 4، ص 369)