۱۴۴۷.عبداللّه عباس روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه گفت:«مرا پنج چيز دادند و به اين فخر آرم: يكى آنكه مرا به سياه و سفيد فرستادند. دوم آنكه زمين را به طهور و مسجد من كردند تا از خاكش تيمّم كنم و هر كجا خواهم نماز كنم، و غنيمت مرا حلال كردند و پيش از من حلال نبود كسى را، و مرا به ترس يارى دادند تا ترس من يك ماهه راه مى رود از پيش من، و مرا شفاعت دادند و من آن را ذخيره كرده ام براى گناهكاران امّت من و شفاعت من برسد ان شاء اللّه به هر بنده اى كه به خداى شرك نياورده باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 372)
۱۴۴۸.ابوهريره روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله گفت:«خداى (جلّ جلاله) گفت: بنده من نفقه كن در راه من تا بر تو نفقه كنم».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 375)
۱۴۴۹.رسول صلى الله عليه و آله گفت:«هيچ روز آفتاب برنيايد و الاّ پهلوى او دو فرشته باشند كه مى گويند: بار خدايا! تعجيل كن هر نفقه كننده را عوض و هر نگاه دارنده را هلاك».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 375)
۱۴۵۰.انس مالك روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله گفت:«فرشته اى هست كه ندا مى كند هر شب: بزاييد براى مرگ، و ديگرى مى گويد: بنا كنيد براى خراب، و ديگرى ندا مى كند: نفقه كننده را عوض ده، و ديگرى مى گويد: نگاه دارنده را تلف ده، و ديگرى ندا مى كند: كاشكى مردم دنيا را نيافريدندى، و ديگرى مى گويد: چون بيافريدند ايشان را كاشكى تا بدانندى كه ايشان را چرا آفريدند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 375)
۱۴۵۱.عبداللّه مسعود گفت:رسول صلى الله عليه و آله گفت: «بگو اين كافران را كه اگر من گمراهم
به زعم شما، ضلال من بر من است، نه بر شما و اگر مهتدى ام و راه يافته، به آن است كه خداى تعالى به من وَحى مى كند».