427
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 377 ـ 378)

۱۴۵۲.حذيفة بن اليمان روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت:در وقتى كه حديث فتنه آخر الزمان مى گفت كه باشد ميان مشرق و مغرب، گفت: «ايشان درين باشند كه بنگرند سفيانى خروج كند از وادى خشك و بيايد و به دمشق فرود آيد و لشكرى به مشرق فرستد و يكى به زمين بابل به مدينه ملعونه و بقعه خبيثه، لشكر او آنجا روند و بالا سه هزار مرد را بكشند و بالا صد زن را شكم بشكافند و سيصد مرد معروف را از بنى العباس بكشند. آن گه به كوفه آيند و نواحى كوفه خراب كنند. آن گه بيايند و روى به شام نهند بينا كه در اين باشند، رايت هدا از كوفه به در آيد و به دنبال ايشان برود به دو روزه راه دريابد ايشان را و در ايشان قتلى عظيم كند و مالى و غنيمتى كه دارند بستاند و بردگان را از دست ايشان بيرون كند، و لشكرى ديگر به مدينه آيند و سه شبانه روز در مدينه غارت كنند. از آنجا به مكّه آيند. چون به بيداء رسند، خداى تعالى جبرئيل را فرمايد: برو ايشان را هلاك كن! و او بيايد و پاى زند به زمين و ايشان را به يك بار به زمين فرو برد. از ايشان دو كس بجهند: يكى بَشير باشد و يكى نذير. يكى مردم را بشارت دهد به مرگ ايشان و يكى بترساند قوم ايشان را به هلاك ايشان و آن هر دو مرد از جهينه باشد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 378)

۱۴۵۳.ابو اُمامه روايت كند از أُبَىِّ كعب كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند كه:«هر كه سورة الملائكه بخواند، فرداى قيامت بر هشت دَر بهشت او را مى خوانند و مى گويند: درآى به هر در كه خواهى در آيد به بهشت از هر در كه خواهد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 379)

1.روض الجنان، ج ۱۶، ص ۸۴.

2.همان، ص ۸۵.

3.همان، ص ۸۸ .


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
426

۱۴۴۷.عبداللّه عباس روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه گفت:«مرا پنج چيز دادند و به اين فخر آرم: يكى آنكه مرا به سياه و سفيد فرستادند. دوم آنكه زمين را به طهور و مسجد من كردند تا از خاكش تيمّم كنم و هر كجا خواهم نماز كنم، و غنيمت مرا حلال كردند و پيش از من حلال نبود كسى را، و مرا به ترس يارى دادند تا ترس من يك ماهه راه مى رود از پيش من، و مرا شفاعت دادند و من آن را ذخيره كرده ام براى گناهكاران امّت من و شفاعت من برسد ان شاء اللّه به هر بنده اى كه به خداى شرك نياورده باشد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 372)

۱۴۴۸.ابوهريره روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله گفت:«خداى (جلّ جلاله) گفت: بنده من نفقه كن در راه من تا بر تو نفقه كنم».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 375)

۱۴۴۹.رسول صلى الله عليه و آله گفت:«هيچ روز آفتاب برنيايد و الاّ پهلوى او دو فرشته باشند كه مى گويند: بار خدايا! تعجيل كن هر نفقه كننده را عوض و هر نگاه دارنده را هلاك».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 375)

۱۴۵۰.انس مالك روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله گفت:«فرشته اى هست كه ندا مى كند هر شب: بزاييد براى مرگ، و ديگرى مى گويد: بنا كنيد براى خراب، و ديگرى ندا مى كند: نفقه كننده را عوض ده، و ديگرى مى گويد: نگاه دارنده را تلف ده، و ديگرى ندا مى كند: كاشكى مردم دنيا را نيافريدندى، و ديگرى مى گويد: چون بيافريدند ايشان را كاشكى تا بدانندى كه ايشان را چرا آفريدند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 375)

۱۴۵۱.عبداللّه مسعود گفت:رسول صلى الله عليه و آله گفت: «بگو اين كافران را كه اگر من گمراهم
به زعم شما، ضلال من بر من است، نه بر شما و اگر مهتدى ام و راه يافته، به آن است كه خداى تعالى به من وَحى مى كند».

1.همان، ص ۷۳.

2.همان، ص ۷۹ .

3.همان، ص ۷۹.

4.همان، ص ۷۹ ـ ۸۰ .

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43483
صفحه از 647
پرینت  ارسال به