۰.ترجمه: [پروردگار اُشترى يا گوسپند؟ ]
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 27)
۳۵.أَربَعُ مَن كُنَّ فِيهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَمَن كانَت فِيهِ خَصلَةٌ مِن هذِهِ كانَت فِيهِ خَصلَةٌ مِنَ النِّفاقِ، إِذا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذا وَعَدَ أَخلَفَ وَإِذا عاهَدَ أَغدَرَ وَإِذا خَصَمَ فَجَرَ.
۰.ترجمه: چهار خصلت است كه هر كه را اين چهار خصلت باشد منافق بود و هر كه را يك خصلت از اين چهار باشد، خصلتى از نفاق در او باشد، چون حديث كند، دروغ بگويد؛ و چون وعده دهد، خلاف كند؛ و چون عهد كند، غدر كند؛ و چون دست يابد، فجور كند.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 616؛ صحيح بخارى، ج 1، ص 13؛ عينى، ج 1، ص 28؛ عسقلانى، ج 1، ص 14؛ قسطلانى، ج 1، ص 159)
۳۶.إِرفَعُوا أَلسِنَتَكُم عَن عَلِيٍّ فَإِنَّهُ خَشِنٌ فِي ذاتِ اللّه ِ، غَيرُ مُداهِنٍ فِي دِينِهِ.
۰.ترجمه: زبان از على كوتاه كنيد كه او مرد درشت است در ذات خداى و مداهنه نكند در دين خداى.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 191)
۳۷.أَلأَرواحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ فَما تَعارَفَ مِنهَا ائتَلَفَ وَما تَناكَرَ مِنهَا اختَلَفَ.
۰.] ترجمه: ارواح لشكريانى آماده اند آنان كه آنها بشناسد پيوند كنند و آنان كه نشناسد جدا شوند.]
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 1، ص 158؛ عينى، ج 7، ص 318؛ مسلم، ج 8، ص 41؛ بخارى، ج 4، ص 97؛ مسند احمد، ج 2، ص 295؛ جامع صغير، ج 1، ص 121؛ احياء العلوم، ج 2، ص 111)
۳۸.أَرواحُهُم فِي أَجوافِ طَيرٍ خُضرٍ، تَروِي مِن أَنهارِ الجَنَّةِ وَتَأكُلُ مِن ثَمَرِها وَتَأوِي إِلى قَنادِيلَ مِن ذَهَبٍ فِي ظِلِّ العَرشِ.
۰.ترجمه: ارواح ايشان در حوصله مرغان سبزها شد كه از جويهاى بهشت آب
خورند و از ميوه هاى بهشت خورند و با قناديل ها شوند از زر آويخته در سايه عرش.