۴۳.أَشقَى الأَشقِياءِ مَن باعَ دِينَهُ بِدُنياهُ وَأَشقى مِنهُ مَن باعَ دِينَهُ بِدُنيا غَيرِهِ.
۰.ترجمه: شقى ترين اشقيا آن است كه دين به دنيا بفروشد و از او شقى تر آن است كه دين خود را به دنياى غيرى بفروشد.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 157)
۴۴.أَشقَى الأَوَّلِينَ، عاقِرُ النّاقَةِ وَأَشقَى الآخِرِينَ، مَن يَقتُلُكَ.
۰.ترجمه: [يا على] شقى ترين اوّلينان آن بود كه ناقه صالح را بكشت و شقى ترين پسينيان آن باشد كه تو را بكشد.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 5، ص 539)
۴۵.أُطلُبُوا الرِّزقَ، فِي خَبايَا الأَرضِ.
۰.ترجمه: روزى طلب كنى، در نهانخانه زمين.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳
، ج 1، ص 470؛ المنهج القوى، ج 5، ص 343)
۴۶.أَعجَلُ الطّاعَةِ ثَواباً، صِلَةُ الرَّحِمِ.
۰.ترجمه: زودتر طاعت به ثواب رحم پيوستن است.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 189)
۴۷.أُعطِيتُ السَّبعَ الطِّوالَ، مَكانَ التَّوريةِ وَأُعطِيتُ المَثانِيَ، مَكانَ الإِنجِيلِ وَأُعطِيتُ المِئِينَ، مَكانَ الزَّبُورِ وَفُضِّلتُ بِالمُفَصَّلِ.
۰.[ ترجمه: به من هفت سوره دراز به جاى تورات عطا كردند و مثانى را به جاى انجيل عطا كردند و سوره هايى كه كمابيش صد آيه دارند به جاى زبور دادند و آنكه مرا تفضيل دادند به سوره هاى مفصّل.]
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 5، ص 111؛ جامع الصغير، ج 1، ص 40)