561
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 212)

۱۹۸۸.از امام محمدباقر عليه السلام پرسيدند كه اميرالمؤمنين را كجا دفن كردند؟ گفت:«بناحية الغرى و پيش از صبح دفن كردند او را و دفن او حسن و حسين و محمد حنفيّه و عبداللّه و جعفر كردند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 316)

۱۹۸۹.حسنِ على را پرسيدند كه اميرالمؤمنين را كجا دفن كردى؟ گفت:«به ره مسجد اشعث بيرون برديم و به ظهر الغرى دفن كرديم او را».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 316)

۱۹۹۰.سعيد جبير روايت كند از عبداللّه عبّاس از حضرت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب (صلوات اللّه و سلامه عليه) كه او را پرسيدند كه اين ايذاء چه بود كه ايشان كردند موسى را و خداى تعالى تنزيه او چگونه كرد؟
گفت:
«ايذاء آن بود كه يك روز موسى و هارون به يك جا برفتند. چون به بعضى كوهها رسيدند، خداى تعالى هارون را قبض روح كرد. موسى برخاست و بيامد و بنى اسرائيل را خبر داد. او را گفتند: هارون را ببردى از بَرِ ما و بكشتى و باز آمدى و مى گويى بمرد. تو او را حسد كردى كه ما را دوست تر داشتيم كه تو و او بر ما نرم تر بود و سازنده تر از تو بر ما. خداى تعالى تنزيه ساخت موسى بكرد به آنكه فرشتگان را بفرستاد تا هارون را برگرفتند و بر محافل بنى اسرائيل بگردانيدند تا او مى گفت
برادرم مرا نكشت و من به مرگ خود بمردم. آن گه فرشتگان او را بردند و جايى دفن كردند او را كه كس را بر آن اطلاع نبود».

1.روض الجنان، ج ۱۵، ص ۱۵۴.

2.همان، ص ۳۹۱.

3.همان، ص ۳۹۱.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
560

۱۹۸۳.صادق عليه السلام گفت:«طا، درخت طوبا است و سين، سدرة المنتهى است و ميم، محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله است».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 114 ـ 115)

۱۹۸۴.صادق عليه السلام گفت از پدرانش، از حسين بن على عليه السلام كه گفت:«كركس در بانگ مى گويد: اى فرزند آدم! چندان كه خواهى بِزى كه آخَرَت مرگ است، و عُقاب چون بانگ كند گويد: در دورى از مردمان انس است، و چون حلورنك بانگ كند گويد: بار خدايا! دشمنان آل محمّد را لعنت كن، چون پرستك بانگ كند گويد: الحمد للّه ربّ العالمين».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 152 ـ 153)

۱۹۸۵.ابو داوود السبّيعى روايت كرد از ابو عبداللّه الجدلى كه اميرالمؤمنين على عليه السلامگفت:«يا ابا عبداللّه تو را خبر دهم به حسنَتى كه هر كه آن حسنه كند، به بهشت شود و او را به از آن بدهند و به سيّئتى كه هر كه آن سيّئه بكند، دوزخ شود و هيچ عملى به آن قبول نكنند از او».
گفتم: يا اميرالمؤمنين آن چيست؟
گفت: «حسنه، دوستى ما است كه اهل البيتيم و سيّئه، دشمنى ما است».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 181)

۱۹۸۶.سيف بن عَميره روايت كرد از صادق عليه السلام كه او گفت:«اوّل نماز جماعت كه در اسلام كردند، آن بود كه ابو طالب بگذاشت. رسول را ديد كه نماز مى كرد و على بر دست راست او ايستاده و جعفر با ابوطالب بوده جعفر را گفت: صِلْ جناح ابن عمّك. او بيامد و بر دست چپ رسول بايستاد و رسول نماز كرد به ايشان».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 211)

۱۹۸۷.صادق عليه السلام گفت:«مثَل ابو طالب عليه السلام در اسرار ايمان و اعلان كفر، مثَل
اصحاب الكهف است كه ايشان ايمان پنهان داشتند. ايشان را مزد دوباره باشد و همچنين ابوطالب را. و او از دنيا نبرفت، تا [كه] فرشتگان او را بشارت دادند به بهشت و چون او را وفات آمد جبرئيل آمد و گفت: خداى تعالى مى فرمايد كه از مكّه برو كه تو را در مكّه ناصرى نيست پس از عمّت ابوطالب».

1.روض الجنان، ج ۱۴، ص ۳۰۲.

2.همان، ج ۱۵، ص ۱۹.

3.همان، ص ۸۴ ـ ۸۵ .

4.همان، ص ۱۵۱.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 41980
صفحه از 647
پرینت  ارسال به