565
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 504 ـ 505)

۱۹۹۹.امام جعفر صادق عليه السلام گفت از پدرانش كه:«ميان يك قائمه عرش تا به ديگر قائمه عرش، چندان است كه مرغى سريع الطيران هشتاد هزار سال مى پرد تا به او رسد و عرش را هر روز هفتاد هزار لون از نور در پوشند كه هيچ خلق نتواند كه در او نظر كند، و جمله مخلوقات در جنب عرش چون حلقه اى است در بيابانى، و خداى تعالى را فرشته اى است نام او حزقائيل و او را هژده هزار پَر است از پَرى تا پَرى پانصد ساله راه. به خاطر او بگذشت كه بالاى عرش چند باشد. خداى تعالى پَرهاش مضاعف كرد تا سى و شش هزار پَر شد. آن گه خداى تعالى گفت: بپَر. او بيست هزار سال مى پريد، بماند. خداى تعالى پَرهاش مضاعف كرده بود، مدد قوّتش كرد تا سى هزار سال مى پريد، گفت: بار خدايا! چند پريده ام و چندى مانده است؟ حق تعالى گفت: هنوز يك قائمه از قوائم عرش نپريده اى و اگر تا نفخ صور مى پرى به يك قائمه از قوائمهاى عرش نرسى. فرشته گفت: سبحان ربّى الاعلى وبحمده. خداى تعالى رسول را فرمود كه اين تسبيح را در سجود بگوى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 510)

۲۰۰۰.از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردند از پدرانش عليهم السلام كه گفت:«عرش
خائف تر چيزى است از خداى تعالى و از جمله لغات و كلمات او اين كلمات است كه مى گويد: أَعوذ باللّه من غضب اللّه وأَعوذ باللّه من سخط اللّه وأعوذ باللّه من نقمةِ اللّه و أَعوذ باللّه من كيد اللّه .

1.روض الجنان، ج ۱۶، ص ۳۵۲ ـ ۳۵۳.

2.همان، ج ۱۷، ص ۱۰ ـ ۱۱.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
564

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 461)

۱۹۹۸.عامر بن ضَمْره روايت كرد از اميرالمؤمنين عليه السلام كه او را پرسيدند از اين آيت«سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ»۲، گفت:عامر بن ضَمْره روايت كرد از اميرالمؤمنين عليه السلام كه او را پرسيدند از اين آيت «سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ»۳ ، گفت: «ايشان را به دَر بهشت برند و بر دَر بهشت درختى باشد كه از ساق آن درخت دو چشمه مى آيد. او را گويند از اين يك چشمه غسل كن. غسل كند. نضرة نعيم بر اندام او برود و اندامش پاكيزه و ناعم شود. پس از آن ديگر گَرد برو ننشيند و مويش كاليده نشود؛ چنان كه پندارى ايشان را به روغن اندوده اند. آن گه از چشمه ديگر آب دهند ايشان را تا آنچه در اندرون ايشان باشد از رنج و غلّ و غشّ و حقد و حسد بشويد. آن گه فرشتگان به استقبال ايشان آيند در بهشت و ايشان را گويند: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ»۴ و غلامان هر يكى از ايشان بشتابند و گِرد او درآيند؛ چنان كه خويشان مشفق كنند با كسى كه از سفر درآيد و او را گويند بشارت باد تو را كه خداى تعالى اين براى تو بجارده است. آن گه يكى از غلامان بدوَد و زنان او را و حور العين را خبر دهد. ايشان به استقبال آيند تا به آستانه دَرِ سراى گويند: جفت تو فلانى بن فلانى آمده او به منزل خود رسد. او سريرها بينداز زر و سيم بافته و كوزها نهاده و بالشها به صف درنهاده و نهاليها آكنده در اساس آن بنيان كه نگرد به انواع جواهر كرده باشند از ياقوت سرخ و لؤلؤ سفيد و زمرّد سبز. آن گه تكيه زند بر سريرى از سريرهاى خود و به سقف آن سراى در نگرد. اگر نه آنستى كه خداى تعالى حكم كرده است كه كسى را در بهشت آفتى نرسد و الاّ او را عقل بر جاى نماندى از آنكه چشمش خيره بماند،
گويد: «الْحَمْدُ للّه ِِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّه ُ»۵ . فرشتگان گويند ايشان را: «وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»۶«وَقالُوا الْحَمْدُ للّه ِِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ» ؛ گويند سپاس خداى را كه وعده خود كه ما را داد راست كرد: «وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ» و زمين بهشت به ميراث داد: «نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ» . ما آنجا كه خواهيم فرود آييم از بهشت: «فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ»۷ ».

1.روض الجنان، ج ۱۶، ص ۲۶۴.

2.الزّمر (۳۹): آيه ۷۳.

3.الزّمر (۳۹): آيه ۷۳.

4.الأعراف (۷): آيه ۴۳.

5.الزخرف (۴۳): آيه ۷۲.

6.الزّمر (۳۹): آيه ۷۴.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 41972
صفحه از 647
پرینت  ارسال به