57
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 561)

۸۳.أُمَّتِي الغُرُّ المُحَجَّلُونَ يَومَ القِيامَةِ، مِن آثارِ الوُضُوءِ.

۰.ترجمه: امّت من روز قيامت اغرّ محجّل باشند از آثار وضوء نماز.

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 113؛ ج 5، ص 274؛ با تغييرى در ج 1، ص 51 جامع الصغير آمده)

۸۴.أَمُتَوَكِّهُونَ أَنتُم كَما تَتَهَوَّكُ ۳ اليَهُودُ وَالنِّصارى، لَقَد جِئتُكُم بِها بَيضاءَ نَقِيَّةً وَلَو كانَ مُوسى حيّاً، ما وَسِعَهُ الاّ اتِّباعي.

۰.[ ترجمه: شما متردّد و شاكّيد؟ چنانكه جهودان و ترسايان، من به شما دينى آوردم سفيد و پاكيزه، اگر موسى زنده بودى، او را نبودى مگر متابعت من كردن. ]

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 1، ص 344)

۸۵.أُمِرتُ أَن أُقاتِلَ النّاسَ، حَتّى يَقُولُوا لا إِلهَ إِلاَّ اللّه ُ فَإِذا قالُوها، عَصِمُوا دِمائَهُم وَأَموالَهُم إِلاّ بِحَقِّها وَحِسابُهُم عَلَى اللّه ِ قِيلَ وَما حَقُّها يا رَسُولَ اللّه ِ؟ قالَ: زِناءٌ بَعدَ إِحصانٍ وَكُفرٌ بَعدَ إِيمانٍ وَقَتلُ نَفسٍ يُقتَلُ بِها.

۰.ترجمه: مرا فرمودند كه با مردمان كارزار كنيم تا بگويند لا اله الاّ اللّه . چون بگفتند خون و مال خود را در حمايت گرفتند، الاّ به حقّش و حسابشان بر خداست گفتند: يا رسول اللّه ! و حقّش چيست؟ گفت: كفر از پس ايمان و زنا از پس احصان و كشتن نفسى كه او را باز كشند.

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3، ص 351)
در جامع الصغير اين حديث تا رسول اللّه آمده. (جامع الصغير، ج 1، ص 57)

۸۶.أُمُّ القُرآنِ، عِوَضٌ مِن غَيرِها وَلَيسَ غَيرُها مِنها عِوَضاً.

۰.[ ترجمه: اُمّ القرآن (حمد) جايگزين غير از آن است و جز آن جايگزين آن نشود.]

(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 1، ص 13)

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۱۸.

2.همان، ج ۶، ص ۲۸۳.

3.در لسان العرب ذيل كلمه «تَهَوُّك» چنين آمده: أَمُتَهَوِّكُونَ أَنتُم كَما تَهَوَّكَتِ اليَهُودُ وَالنَّصارى، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۵۰۸.

4.روض الجنان، ج ۳، ص ۱۶۶.

5.همان، ج ۱۲، ص ۲۱۸.

6.همان، ج ۱، ص ۳۱.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
56

۰.[ ترجمه: بار خدايا پناه مى برم به تو از قلبى كه خاشع نشود و دانشى كه سود ندهد و شكمى كه سير نگردد و چشمى كه نگريد و دعائى كه شنيده نشود و نمازى كه بالا نرود.]

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 11؛ صحيح مسلم، ج 2، ص 316، 317، 320، 313)

۸۱.أَلأَمانَةُ، تَجُرُّ الرِّزقَ وَالخِيانَةُ، تَجُرُّ الفَقرَ.

۰.ترجمه: امانت، روزى آرد و خيانت، درويشى آرد.

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 589)
در جامع الصغير به جاى «تجرّ»، «تجلب» آمده. (جامع الصغير، ج 1، ص 107)

۸۲.أَمَّا ابنَتِي فاطِمَةُ فَإِنَّها سَيِّدَةُ نِساءِ العالَمِينَ مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ وَهِيَ بِضعَةٌ مِنِّي وَهِيَ نُورُ عَينِي وَثَمَرَةُ فُؤادِي وَرُوحِيَ الَّتِي بَينَ جَنبيَّ وَهِيَ الحَوراءُ الإِنسِيَّةُ، مَتى تَقُومُ فِي مِحرابِها بَينَ يَدَي رَبِّها، يَزهَرُ نُورُها لِمَلائِكَةِ السَّماءِ كَما يَزهَرُ نُورُ الكَواكِبِ لِأَهلِ الأَرضِ يَقُولُ اللّه ُ لِمَلائِكَتِهِ، اُنظُرُوا إِلى أَمَتِي فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساءِ إِمائِي فَإِنَّها تَرتَعِدُ فَرائِصُها مِن خِيفَتِي وَقَدْ أَقبَلَتْ بِقَلبِها عَلى عِبادَتِي أُشهِدُكُم أنِّي قَد أَمَّنتُها وَشِيعَتَها مِنَ النّارِ.

۰.ترجمه: دختر من فاطمه سيّده زنان عالم است، از اوّلينان و آخرينان و او پاره اى از من است و نور چشم من است و ميوه دل من است و جان من است از ميان پهلوهاى من و او حور است، جز آنكه انسى نسبت است از من. در محراب خود بايستد پيش خداى تعالى (جلّ جلاله) نور روى او فرشتگان را همچنان روشنايى دهد كه ستارگان آسمان اهل زمين را. خداى تعالى فرشتگان را گويد پرستار مرا ببينيد فاطمه را، سيّده زنان پرستاران من از پيش من ايستاده پهلوهاى او مى لرزد از ترس من و روى به عبادت من كرده است. شما را گواه مى كنم كه او را و شيعه او را از
آتش دوزخ ايمن كردم.

1.روض الجنان، ج ۱، ص ۲۸.

2.همان، ج ۴، ص ۳۹۶.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43537
صفحه از 647
پرینت  ارسال به