۲۶۰.خَيرُ المالِ سِكَّةٌ مَأبُورَةٌ وَفَرسٌ مأمورَةٌ. ۱
۰.ترجمه: بهترين مال رسته نخل بود پيراسته بر برافكنده و اسبى كه بسيار زايد.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 217؛ ج 3، ص 345؛ جامع الصغير، ج 2، ص 9، به صورت ديگر آمده)
۲۶۱.خَيرُ النّاسِ رَجُلٌ مُمسِكٌ بِعِنانِ فَرَسِهِ فِي سَبِيلِ اللّه ِ كُلَّما سَمِعَ هَيعَةً طارَ إِلَيها.
۰.ترجمه: بهترين مردمان مردى باشد عنان اسب به دست گرفته در سبيل خداى (عزّوجلّ). هر گه كه آوازى بشنود، آنجا شتابد.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 1، ص 271)
۲۶۲.خَيرُ النّاسِ قَرنِي ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُم.
۰.ترجمه: بهترين مردمان، مردمان عهد من اند.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 1، ص 628؛ صحيح مسلم، ج 2، ص 271؛ نووى، ج 9، ص 524)
۲۶۳.خَيرُ النِّكاحِ أَيسَرُهُ مَهراً.
۰.[ ترجمه: بهترين نكاح كم مهرترين آن است.]
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 1، ص 741؛ جامع الصغير، ج 1، ص 8)
۲۶۴.أَلخَيلُ مَعقُودٌ بِنَواصِيهَا الخَيرُ إِلى يَومِ القِيامَةِ.
۰.ترجمه: خير در پيشانى اسبان بسته است تا به روز قيامت.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 1، ص 522؛ صحيح بخارى، ج 4، ص 174؛ عينى، ج 7، ص 582؛ ج 6، ص 466؛ قسطلانى، ج 6، ص 92)