گويند او رسول خدا(ص) را ديده بود از سوى عثمان استاندار آذربايجان بود. اموال بسيار نزد او بود. حضرت على نامه اى براى او نوشت. اين اشعار در پاسخ همان نامه است. در جنگ صفين همراه حضرت على(ع) و از فرماندهان بود. پس از صلح امام حسن(ع) نزد معاويه رفت و زبان به مذمت على گشود. دختر او همسر امام حسن(ع) بود و همو آن حضرت را به دستور معاويه مسموم كرد. ر. ك به: تاريخ دمشق، ج 9، ص 116 و 145 ؛ تاريخ طبرى، ج 4، ص 561 ؛ طبقات، ج 6، ص 62 ؛ سير أعلام النبلا، ج 2، ص 39.
اما اين كه اين اشعار را او سروده ترديد است. نصر بن مزاحم نيز با ترديد آورده و گويد: مما قيل على لسان الأشعث.
24. شاعر ناشناس
تغرفكم لك من سلوةتفرج عنك عليل الحزن
بموت النبى و قتل الوصىو قتل الحسين و سم الحسن
تذكرة الخواص، ص 192
اين فراز را سبط ابن جوزى در ذيل ياد كرد شهادت امام حسن(ع) آورده كه جعده دختر اشعث آن حضرت را سم خوراند. و شاعر از آن ياد كرده است. وى نام شاعر را نياورده.
تغر: غرّ: خدعه و أطعمه بالباطل، لسان العرب، ج 10، ص 41
سَلوَة: من سلا بالواو واليا: سلاه: نسيه... إنسلى عنى الهم و تَسلّى بمعنى أى إكشف... إذا نسى ذكره. (لسان العرب، ج 6، ص 352.
غليل: جوشش. لسان، ج 10، ص 106
مخاطب شاعر فردى از بنى اميه يا به ويژه بنى مروان يا خود مروان بوده. چون اين شعر زمانى سروده شده كه امام حسين(ع) به شهادت رسيده و گويا مروان به حكومت رسيده بود.