برخى از واقفيان، مناظره مى كردند. بحث و جدل، شدّت يافت. لذا على بن ميثم به آنان گفت: شما در چشم من، پست تر از ممطوره (سگِ باران خورده) هستيد. ۱ ظاهراً اين نام، بعدها رواج پيدا كرده و به عنوان يك نام رسوا كننده براى واقفيان به كار مى رفته است. به علاوه، على بن مهزيار اهوازى، يكى ديگر از پيروان على الرضا(ع) و يكى از وكلاى او، كتابى با عنوان كتاب القائم نوشت. ۲ احتمالاً هدف از نوشتن اين كتاب، پاسخ دادن به جدل هاى واقفيان در مورد هويت قائم بوده است.
1.فرق الشيعة، ص ۶۹ ؛ كتاب الزينة، ص ۲۹۰ ؛ الملل والنحل، الشهرستانى، ص ۱۴۵. بنا به نقل اشعرى (مقالات الإسلاميين، ج ۱، ص ۲۹)، بغدادى (الفرق بين الفرق، ص ۶۶) و فخر رازى (محصّل، ص ۲۴۳)، اين عبارت را يونس بن عبدالرحمان به كار برد. اسفراينى آن را به زرارة بن اَعيَن نسبت مى دهد(التبصير، ص ۲۳). امّا نقل اسفراينى به نظر نادرست مى رسد؛ زيرا چنين گزارش شده كه زراره در سال ۱۵۰ق / ۷۶۷م يعنى بيش از سى سال قبل از پيدايش واقفه از دنيا رفته است. داستان ديگرى نيز درباره بحث و جدلى كه در زمان صادق(ع) بين طرفداران اسماعيل بن جعفر و پيروان موسى كاظم(ع) رُخ داد، نقل شده است. آنان با يكديگر توافق كردند به صحرايى بروند و دعا كنند تا خدا به آنان نشان دهد كه كدام طرف، حقّ است. سپس به جايى كه قرار گذاشته بودند، رفتند و بعد از دعا، ابر بارانى اى ظاهر شد و تنها بر سرِ گروهى كه طرفدار كاظم(ع) بودند، باريد. اين روايات براى صادق(ع) نقل شد. لذا او طرفداران كاظم(ع) را «ممطوره» ناميد(ر. ك: اثبات الوصية للإمام على بن أبى طالب (منسوب)، على بن حسين المسعودى، بيروت، ۱۴۰۹ق / ۱۹۸۸م، ص ۲۰۴ ؛ همچنين، ر. ك: مقالات الإسلاميين، البلخى، ص ۱۸۲). مى توان احتمال داد كه اين داستان داراى ريشه اى اسماعيلى است و بعدها وارد كتاب هاى شيعه اماميه شده است. اين نوع احاديث غير معمول [در فرهنگ شيعى] در برخى از منابع شيعه يافت مى شوند. براى اطّلاعات و مثال هاى بيشتر، ر. ك:
M.A.Amie. Moeaai, Notes Sur Deux Traditions Heterodoxes Imamites , Arabica, ۴۱ (۱۹۹۴), pp.۱۳۱-۱۳۲.
2.رجال النجاشى، ص ۱۷۸.