نقدي بر مقاله«بررسي سند چند حديث مشهور» - صفحه 153

ظهور است. معنايى كه براى شما ذكر كردم، همان چيزى است كه همه دانشمندان به واسطه آن، از همه روايات به «من ادرك» تعبير مى كند، نه اين كه فقط روايت مورد بحث را اين چنين تفسيركنند. ۱
ثالثاً، قرار دادن «من» به معناى «فى»، به خاطر فرار از آنچه ما تقدير گرفتيم، به گونه اى كه معنا اين چنين شود: «من ادرك ركعة في الوقت»، لازمه اش اين است كه نويسنده، ادراك فعلى ركعت را اراده كند و اين معنايى است كه امام خمينى بيان كرده است:
چه بسا گفته مى شود كه قاعده شامل كسى كه مقدار يك ركعت از وقت را درك كند، حتى كسانى كه داراى عذر هستند نمى شود تا چه رسد به كسى كه عمداً نماز را تأخير بيندازد؛ چون مفاد قاعده، ادراك ركعت است، نه ادراك مقدارى از وقت كه گنجايش يك ركعت را داشته باشد و ادراك فعلى اين است كه آن را در وقت به جا آورد. پس كسى كه آن را اتيان نكرده، فعلاً آن را ادراك نكرده است. بنابر اين دليل ـكه ظاهر در ادراك فعلى است ـ آن را شامل نمى شود.
سپس امام خمينى از اين شبهه جواب مى دهد كه:
سخن امام(ع) كه مى فرمايد: «من ادرك ركعة»، در معناى إذاى شرطيه است ولو از نظر عرف، ادراك استقبالى را افاده مى كند و بلكه مناسباتى كه در اذهان عرف جاى گرفته است، سبب اين مى شود كه استفاده شود كه نمازى كه يك ركعت آن در وقت واقع شود، براى ادراك تمام آن كافى است. بنابراين، معناى عرفى سخن امام(ع): «من ادرك» اين است كه ادراك نماز به ادراك يك ركعت آن در وقت است و نظرى به اين كه صدور آن گذشته باشد يا در آينده تحقق پيدا كند، ندارد. ۲

1.اصول المظفر، ج ۱، ص ۳۰.

2.الخلاف، ج ۱، ص ۸۷، مسألة ۱۳؛ نهاية الاحكام، ج ۱، ص ۳۱۴ ؛ مسالك الافهام، ج ۱، ص ۱۴۶ ؛ مدارك الأحكام، ج ۳، ص ۹۴ ؛ كشف اللئام، ج ۱، ص ۱۶۴ ؛ عروة الوثقى ، ج ۱، ص ۵۲۳ ؛ كتاب الصلاة، تقرير بحث النائينى، ج ۱، ص ۴۶ ؛ الخلل في الصلوة،ص ۹۵ ؛ موسوعة السيد الخوئى، ج ۱۴، ص ۳۰۳.

صفحه از 165