نقدي بر مقاله«بررسي سند چند حديث مشهور» - صفحه 156

است و پس عليه آنها از روايت استفاده كرده اند، يا بدون اشاره به اين مطلب. پس روايت در كلام شهيد و بعدى ها به عنوان دليل در مسأله ذكر مى شود.
بنابراين، شيخ نبايد به اين روايت استدلال كرده باشد و إلاّ عبارت «باگذشت زمان...» معناى محصلى نخواهد داشت، با اين كه نويسنده روايت را از پنج جاى المبسوط استخراج كرده كه شيخ در سه مورد به آن استدلال كرده است. شيخ مى گويد:
اگر بعد از نسخ شريعتشان باشد، از آنها قبول نمى شود، به دليل سخن پيامبر اسلام(ص): «من بدل دينه فاقتلوه». و اين عام است، مگر كسى كه دليل، او را تخصيص بزند. ۱
و اگر گفته شود كه از او پذيرفته نمى شود، به دليل سخن خداوند: «و من يبتغ غير الاسلام ديناً فلن تقبل منه»، و سخن پيامبر(ص): «من بدل دينه فاقتلوه»، و اين عام است، مگر كسى كه او را دليل قوى خارج كند. ۲
هنگامى كه مسلمان مرتد شد و كسى قبل از توبه او را به قتل رساند، ضمانى بر قاتل نيست، چون خونش مباح است؛ به دليل سخن پيامبر(ص): «من بدل دينه فاقتلوه». ۳
ثانياً، دفاع از اميرالمؤمنين(ع) و نسبت جهل به حكمى از احكام خدا به او دادن، محذورى است كه نمى توان آن را پذيرفت. اين امرى واضح و مسلم است. نويسنده، روايت عكرمه از ابن عباس ـكه در مسند الشافعى ۴ روايت شده ـ را يادآورى مى كند و بيان مى كند كه مشكلى در آن وجود دارد و بر آن مشكل،حال عكرمه را اضافه كرده كه او متهم به دروغگويى است و همچنين رواياتى را كه معارض با اين روايت هستند ـ اضافه مى كند. ۵ نويسنده، اين دليل را سبب عدم اعتماد بر روايت قرار داده است، چون اين

1.علوم حديث، ص ۱۲۶.

2.المبسوط، ج۲، ص ۳۶.

3.همان، ص ۷۵.

4.همان، ج۷، ص ۲۸۴.

5.علوم حديث، ص ۱۲۸.

صفحه از 165