و اين سخن در حديث نبودن نص نيست، چون با صرف نظر از ميزان قوت آن، آيه اللّه مرعشى در آن توقف كرده و صرفاً در مقام بيان حال، به قرينه اين كه امر به فحص و جست وجو كرده ، بوده است. بنابراين، حكم از ناحيه ايشان درباره روايت تحقق پيدا نكرده است.
ثالثاً، نويسنده از فيض كاشانى نقل نموده كه ايشان تصريح كرده اند كه اين روايت از جعليات صوفيان است و قراينى را كه فيض بدان ها تكيه كرده نقل نكرده است. كلام فيض هم صلاحيت دليليت براى مدعاى نويسنده ندارد و مضمون حديث در علل الشرائع نقل شده است:
... عن سلمة بن عطا، عن ابن عبداللّه(ع) قال: خرج الحسن بن على(ع) على اصحابه فقال: ايها الناس! أنّ اللّه ـ جل ذكره ـ ما خلق العباد إلاّ ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه. فقال له رجل: يابن رسول اللّه! بابى أنت و امى فما معرفة اللّه؟ قال: معرفة اهل كل زمان امامهم الذى يجب عليهم طاعته. ۱
و در كنزالفوائد به سند ديگرى از عبدالكريم بن عبداللّه، از سلمة بن عطا، از ابى عبداللّه(ع) مانند اين روايت نقل شده است. ۲
4. شيخ فقيه عمادالدين حسن بن على طبرسى گفته:
بين راويان مشهور است كه حضرت داود(ع) در بعضى از مناجات هايش گفت: «يا الهى! لم خلقت العالم و ما فيه؟ قال الحق تعالى: كنت كنزاً مخفياً فاحببت أن اعرف. ۳
و اين عالم از محدثين قرن هفتم هجرى و از معاصران محقق حلى، علاّ مه حلى و
1.علوم حديث، ص ۱۳۵.
2.علل الشرايع، ص ۹ (باب علة خلق الخلق و اختلاف احوالهم).
3.كنز الفوائد، ج ۱، ص ۳۲۸.