حيدرى ، مرتضى .
712 . «نظرات فى الأصول الرجالية عند الشيعة الإمامية» .
الفكر الاسلامى ، ش 13 و 14 (محرّم ـ جمادى الآخرة 1417 ق) ، ص 287 ـ 322 .
قوام و شكل گيرى هر علمى ، بر پايه هايى مستقر است كه همواره و در هر مبحثى از آن علم ، به آن استوانه هاى محكم ، مراجعه مى شود . در علم رجال ، رجوع به كتاب هاى معتبر رجالى كه از علماى علم رجال صدر اسلام به دست ما رسيده ، متداول است و استوانه هاى اين علم به حساب مى آيند .
نويسنده مقاله ، ضمن بيان مقدّمه اى در بيان جايگاه علم رجال در علوم اسلامى ، به نقش محورى كتاب هاى اصول رجالى در علم رجال اشاره مى نمايد و اين كتاب ها را بر اساس محتويات آنها به قِسم هاى مختلفى تقسيم مى نمايد . سپس اصول (منابع) رجالى را به دو قسم تقسيم مى كند كه عبارت اند از :
1 . اصول رجالى نخستين ، شامل رجال الكشّى ، رجال النجاشى ، الفهرست و الرجال شيخ طوسى ؛
2 . اصول رجالى ثانوى ، شامل : رجال البرقى ، كتاب الضعفاء ابن غضايرى و رسالة أبى غالب الزرارى .
در ذيل هر عنوان ، معرّفى تفصيلى شامل زندگى نامه مؤلّف آن كتاب و ويژگى ها و مباحث مورد بحث در آن كتاب ، بيان شده است .
درياب نجفى ، محمود .
713 . «دراسة فى علم الرجال» .
الفكر الإسلامى ، ش 1 (محرّم ـ ربيع الأول 1414 ق) ، ص 73 ـ 95 .
ضرورت علم رجال و نياز به آن ، از گذشته مورد بحث علماى علوم اسلامى بوده است . نويسنده مقاله ، با بيان موضوع علم رجال و نياز به آن و بيان ادّله نفى كنندگان اين علم و طرح مباحث ديگرى كه در اين علم مطرح است ، در نظر دارد تا جايگاه و ضرورت اين علم را روشن بنمايد .
مباحث مطرح شده در اين مقاله عبارت اند از :
تعريف و حاجت به علم رجال ؛
ادلّه نفى كنندگان نياز به علم رجال ؛
معرّفى تفصيلى علما و كتاب هاى معروف علم رجال .
714 . «مع الطوسى فى رجاله» .
الفكر الإسلامى ، ش 2 (ربيع الثانى ـ جمادى الثانية 1414 ق) ، ص 94 ـ 123 .
مقاله ، ضمن بيان اشكال هايى كه در مورد بعضى از اسامى راويان در باب «من لم يروا عنهم عليهم السلام» و ديگر ابواب كتاب رجال الطوسى مطرح شده است ، توجيهاتى را در اقسام مختلف اين اشكال ها بيان نموده است .
نويسنده مقاله ، پس از معرّفى راويان معمَّر حديث ، اشكال هاى مطرح شده را در پنج قسم دسته بندى نموده كه عبارت اند از :
1 . فهرست اسامى رجالى كه از اصحاب يكى از معصومان عليهم السلام ذكر شده اند و سپس ، بر عدم روايت آنها تصريح شده و يا در روايت آنها از آن معصوم عليه السلام ، ترديد شده است .
2 . اسامى رجالى كه در باب «من لم يروا عنهم عليهم السلام» آورده شده اند و علماى ديگر گفته اند كه از معصوم روايت دارند .
3 . اسامى اشخاصى كه در باب «من روى عنهم عليهم السلام» و باب «من لم يروا» آورده شده اند ؛ امّا قطع بر اتّحاد آنها نمى توان داشت .
4 . اسامى راويانى كه از اصحاب يكى از معصومان عليهم السلام و باب «من لم يروا» ذكر شده اند ، و قرينه اى بر هم عصر بودن آنها با يكى از معصومان عليهم السلام و همين طور قرينه اى بر درك عصر غيبت و بعد از آن در مورد آنها ذكر نشده است .
5 . فهرست اسامى متشابه ، در حالى كه متغايرند و شيخ طوسى آنها را در دو باب ، ذكر نموده است .
715 . «اُسند عنه فى رجال الطوسى» .
الفكر الإسلامى ، ش 3 و 4 (رجب ـ ذوالحجّة 1414 ق) ، ص 138 ـ 182 .
يكى از اصطلاحات رجالى كه از گذشته در معنا و دلالت آن در ميان علماى علم رجال مورد بحث بوده است ، اصطلاح «أسند عنه» در كتاب رجال الطوسى است .
نويسنده مقاله ، ضمن بيان اقوال علما در مورد معنا و دلالت اين اصطلاح ، در نظر دارد معنا و دلالت روشنى از آن را ارائه نمايد .
مطالب مورد بحث در اين مقاله عبارت اند از :
اقوال ذكر شده در معناى «أسند عنه» ؛
بيان شواهدى بر صحّت معناى مورد اختيار نويسنده مقاله ؛
عدم دلالت اين اصطلاح بر جرح يا تعديل ؛
فهرست اسامى 344 نفر از رجالى كه در كتاب رجال الطوسى يا تعبير «أسند عنه» وارد شده اند .