مقايسه اجمالي « الموضوعات » ابن جوزي با « اللئالي » سيوطي - صفحه 91

مى نمايد; ولى به دليل موضع قبلى و تعصّب ورزى, گويا معتقد است كه فضايل امام على(ع) از اساسْ باطل است و هرچه كه با عقايد و آراى بى پايه و تعصّب آلود او در تعارض باشد, محكوم به كذب است. لذا با اين كه عبيداللّه را ثقه مى داند; ولى به خاطر نقلِ اين حديث, او را گناهكار معرّفى مى كند و لابد در نظر او و امثال او, عبيداللّه به خاطر نقل اين حديث, يكباره كذّاب و وضّاع نيز شده است. علامه سيد عبدالحسين شرف الدين, درباره عبيداللّه بن موسى مى نويسد:
او اهل كوفه و استاد بخارى در كتاب صحيح بوده است. ابن قتيبه در كتاب المعارف, او را از اصحاب حديث به شمار آورده و تصريح كرده كه شيعه است و در «باب الفرق» از كتاب, كه عدّه اى از رجال شيعه را ذكر كرده, وى را نيز جزو آنان به شمار آورده است.
ابن سعد, در جزء ششم [از كتاب الطبقات], شرح حال وى را ذكر كرده و به شيعه بودن او تصريح نموده است و مى گويد: «او احاديثى راجع به تشيّع و صحّت اين مذهب, نقل كرده و به همين جهّت, از نظر عدّه اى از مردم, ضعيف است و احاديثش مورد قبول آنها نيست». وى اضافه كرده است كه او سخت به قرآن, علاقه مند بود و همواره آن را تلاوت مى كرد و از آن, بهره مى گرفت.
ابن اثير نيز در كتاب الكامل, او را فقيه شيعى و از اساتيد و مشايخِ بخارى در صحيح مى داند.
ذهبى در ميزان الاعتدال, او را استادِ بخارى, ذاتاً موثّق و قابل اعتماد, ولى شيعه و منحرف [از طريق اهل سنّت] مى داند.
احمد بن عبداللّه عِجلى, او را عالم به قرآن و يكى از آگاه ترين افراد به قرآن مى داند….
من مى گويم: اهل سنّت و ديگران, در كتب صحاح خود, به احاديثِ عبيداللّه استدلال كرده اند. شما مى توانيدد در صحيح البخارى و صحيح مسلم, احاديثى را كه او از شيبان بن عبدالرحمان نقل كرده است, ملاحظه فرماييد.

صفحه از 93