است كه يا جرحِ جارح پذيرفته گردد و يا تعديل معدّل .
در همين زمينه ، در اين بحث برآنيم كه ببينيم نظر محدّثان و اهل علم در اين گونه موارد كه جرح و تعديل ، هر دو در احوال برخى از راويان ذكر شده ، چيست و چگونه قضاوت مى كنند .
امّا پيش از ورود به بحث ، توجّه به دو نكته لازم است ؛ اوّل آن كه از اين بحث در برخى از كتاب هاى مصطلح الحديث ، به «تعارض جرح و تعديل» تعبير شده است و در برخى ديگر «اجتماع جرح و تعديل» ، و به نظر مى رسد كه انتخاب تعبير دوم در برخى از كتاب هاى مزبور ، بدان جهت است كه به ندرت ، تعارضى حقيقى و مستمر بين جرح و تعديل پيش مى آيد و اغلبِ تعارض ها ، ابتدايى است و به شرحى كه ذكر خواهد شد ، قابل رفع است .
نكته دوم آن كه اصلِ در تعارض آن است كه جارح ، غير از معدّل باشد و اغلب تعارض هاى واقع شده نيز همين گونه است ؛ امّا در موارد قابل توجهى ، جارح و معدّل يكى هستند ؛ يعنى جرح و تعديل متعارض ، هر دو از يك نفر صادر شده است . از اين رو ، در اين بحث ، ابتدا اقوال محدّثان و علما را در مورد جرح و تعديل متعارضى كه حدّاقل از دو عالم رجالى صادر شده ، نقل و بررسى مى كنيم و سپس ، اقوال علما را در مورد جرح و تعديل متعارضى كه از يك عالم رجالى صادر شده ، نقل مى نماييم .
الف) تعارض جرح و تعديلِ صادر شده از حدّاقل دو رجالى
پيش از آن كه اقوال علما را در اين زمينه نقل نماييم ، بايد توجّه داشت كه تعارض جرح و تعديل ، در صورتى معنا پيدا مى كند كه جرح و تعديل ، از جارح و معدّلى صادر شده باشد كه متّصف به صفات لازم براى پذيرش جرح و تعديل باشد ، مانند : آگاهى از اسباب جرح و تزكيه و ساير صفاتى كه پيش از اين ، آنها را در