شاهدان نزول آيات مى پذيرفتند ـ وفادار ماند ؟ در بسيارى از مواردى كه در اسباب نزول آيه سخن گفته است، وى يا اصلاً نبوده و يا كودكى خردسال بوده است؛ به عنوان مثال 4 آيه اول سوره مباركه ليل ـ كه مكى اند ـ و آيه 6 سوره ضحى و سه آيه اول سوره كوثر، حتى در آيات سوره بقره و... . ۱
برخى گفته اند:
گرچه ابن عباس شاهد نزول بسيارى از آيات نبوده است، ولى چون او شب و روز در منزل رسول اكرم بوده، كان بمنزلة المشاهد الذى لا استرابة فيه. ۲
شخصيت ابن عباس به عنوان نياى بزرگ سلسله خلفاى بنى عباس به شكلى اسطوره اى مطرح شد و سياستْ اقتضاى برترى مقام او و اعتباربخشى به روايات او يا نسبت دادن روايات به او مى كرد. ۳ وجود روايات متناقض از ابن عباس در سبب نزول يك آيه مى تواند دليلى بر اين ادعا باشد. ۴ در مقابل، از شافعى نقل شده كه:
از ابن عباس در زمينه تفسير آيات قرآنى بيشتر از صد حديث وارد نشده است. ۵
از ديگر راويان اسباب نزول، از ميان صحابه، عايشه است. وى در زمان رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آلهكمتر از هيجده سال داشت. ۶ با توجه به سن كم وى در هنگام نزول بسيارى از آيات، چگونه مى توان گفت اقوال او در سبب نزول، حكمِ حديث مرفوع دارد، چون او شاهد نزول آيات بوده است؟ مثلاً از او سبب نزول آيات سوره عبس و معوذتين نقل شده است. بى شك، وى هنگام نزول اين آيات هيچ ارتباطى با رسول خدا نداشته و يا اصلاً متولد نشده يا كودكى بسيار خردسال بوده است.
ابوهريره ديگر چهره بارز در روايات اسباب نزول است. وى درسال هفتم هجرى از يمن به مدينه آمد و مسلمان شد. ابوريه مدت ملازمت وى با رسول اكرم صلى الله عليه و آله را يك سال و نه ماه دانسته است. از او در باره اسباب نزول آيه دوم سوره مؤمنون و آيه 56 سوره قصص و آيات 6 تا 19 سوره علق ـ كه همگى مكى هستند ـ رواياتى آمده كه بدون شك، وى اصلاً در آن زمان حضور نداشته و شاهد نزول آيات نبوده است.
بيشتر روايات اسباب نزول از تابعان، و پس از آنان، از محمد بن سائب كلبى، مقاتل بن سليمان و... است كه شاهد نزول نبوده اند.
شيعه روايات تفسيرى را به دو دسته تقسيم كرده است : يكى، رواياتى كه درباره احكام است؛ مانند اين كه در آيه «أَقِمِ الصَّلَوةَ...» رواياتى را درباره نحوه برگزارى نماز، آداب و مقدمات آن
1.اسباب نزول.
2.مقدمة كتاب المبانى، ص ۵۶ .
3.أضواء على السنة المحمدية ، التفسير والمفسرون، ج ۱، ص ۸۳ ؛ اسراييليات و أثرها فى التفسير، ص ۱۳۵ .
4.به عنوان نمونه به آيه ۱۱۴ سوره بقره در تفسير طبرى مراجعه شود .
5.مناهج فى التفسير، ص ۳۹.
6.اسد الغابة، ج ۷، ص ۱۹۲.