گردآورى كرده اند و از چند جهت درباره آن بحث كرده اند؛ مانند صدور روايت، دلالت آن و جهت صدور، كه مورد بحث ما نيست. ديگر، روايات تفسير قرآن، درباره عقايد، معارف، اسرار خلقت و معاد و تاريخ و اسباب نزول است . در اين گونه رواياتْ صدور، دلالت و جهت يقينى نيست و بسيارى از عالمان اصولى براى آن حجيتى قايل نيستند . شيخ مفيد رحمه الله معتقد بود:
خبر الواحد فى هذا الباب لا يوجب علما و لا عملاً... ۱
شيخ طوسى رحمه الله در مقدمه تفسير التبيان، تمسك به خبر واحد در تفسير را نپذيرفته است. ۲
علامه طباطبايى رحمه الله معتقد است خبر واحد در روايات تفسيرى حجيت ندارد. ۳ او مى نويسد:
خبر واحد موثوق الصدور تنها در احكام شرعى حجت است و در غير آن اعتبار ندارد. ۴
بنابراين، بيشتر عالمان شيعه، در غير از مباحث احكام، توجهى به روايات غير معصوم نداشته اند، و سخن ايشان را قابل اعتماد نمى دانند؛ لذا در تفاسير روايى شيعه، مانند تفسير العياشى و البرهان و... كمتر روايات اسباب نزول ديده مى شود كه از غير معصوم نقل شده باشد.
به طورى كه روايات مربوط به شأن و سبب نزول در كتب اهل سنت به چندين هزار و در كتب شيعه به چندصد مى رسد. ۵
اندكى از عالمان شيعه در باب حجيت روايات اسباب نزول و اعتبار گفته هاى صحابه و تابعان بحثى مستقل دارند.
آقاى جوادى آملى مى نويسد:
برداشت هاى صحابه يا تابعان، اگر در محضر معصومان عليهم السلام بوده و امكان ردع و مجال ردّ نيز بوده، ليكن چنان برداشتى مردوع و مردود نشده، نشانه صحت آن برداشت هاست. ۶
اين سخن بر اين پايه استوار است كه اعتبار خبر واحد از باب تعبد شرعى است كه تنها در مسائل فقهى كاربرد دارد؛ زيرا تعبد در مسائل عملى امكان پذير است و در مسائل نظرى راه ندارد. در مسائل اعتقادى و تفسير هم نمى توان از خبر واحد بهره گرفت ؛ اما بايد دانست اعتبار خبر واحد معتبر تنها جنبه تعبدى ندارد، بلكه از سوى عقلا نيز حجيت دارد و شرع نيز آن را پذيرفته است.
حال بايد ديد حكم روايات اسباب نزول از صحابى چيست، آيا روايات اسباب نزول حكم حديث دارند؟
1.شرح اعتقادات صدوق، نقل از مقدمه تفسير التبيان.
2.التبيان فى تفسير القرآن، مقدمه، ص ۷.
3.الميزان، ج ۱۰، ص ۳۵۱.
4.همان ، ج ۳، ص ۳۳۱، ج ۵، ص ۳۸۶.
5.قرآن در اسلام، ص ۱۰۳.
6.تفسير تسنيم، ج ۱، ص ۲۳۳.