حكم روايت صحابه از اسباب نزول - صفحه 66

عدم حجيت كنيم و روايات آنان درباره اسباب نزول ـ كه در واقع، بخشى از روايات تاريخى به حساب مى آيند و ما را به درك كلام الهى نزديك و نوع نگاه به كتاب الهى را ترسيم مى كنند ـ به طور كلى ناديده بگيريم. شيوه عاقلان اين است كه به گزارش شاهدان زمان نزول و آگاهان به آن، به شرطى كه گوينده اعتبار لازم را داشته باشد، ترتيب اثر مى دهند.
محمد زحيلى نوشته است:
صحابه در مهد قرآن زيسته اند و اسباب نزول قرآن را به خوبى شناخته اند و به افتخار مصاحبت با پيامبر صلى الله عليه و آله نايل آمدند... به اين دليل، آنان در فهم كتاب الهى از غيرشان شايسته ترند. ۱
اما آنچه از اينان به دست ما مى رسد، به لحاظ اعتبار و سند، در حكم حديث پيامبر صلى الله عليه و آله نيست و ملاك هاى نقد و تحليل روايات تاريخى را بر آن اجرا مى كنيم.
مفسران عقل گرا هرگز از رويارويى نقّادانه با آنچه از صحابى نقل شده، فقط به دليل اعتقاد به قداست و عدالت آنان، پروايى ندارند.
با توجه به آنچه بيان شد، از آنجا كه شناخت سبب نزول و آگاهى از آن در تفسير آيات الهى اهمّيت دارد و قرينه مهمى براى فهم آيات محسوب مى شود، اگر قرار باشد قواعد و ضوابط علم حديث را درباره اين گونه روايات اجرا كنيم، باب علم به سبب نزول مسدود مى شود . عالمان به شيوه عقلا گزارش درباره فضا و سبب نزول آيات، توسط صحابى كه از لحاظ فهم و درك و ضبط از درجه بالايى برخوردار بوده و با نصوص قرآنى، تاريخ اسلام، نصوص قطعى و عقل سليم مخالفت نداشته باشد، مى پذيرند و براى آن حجيت قايل اند.
علاوه بر مفسران، فقيهان در جاى جاى كتب فقهى خود، درمقام استنباط ، از روايات اسباب نزول بهره برده اند و اين گواه آن است كه از نگاه آنان اخبار اسباب نزول نيز فى الجمله در كنار ديگر روايات از ادله استنباط احكام محسوب مى شوند. ۲

3 . حكم سبب نزول از زبان تابعان

تابعان، جمع تابعى است و به كسى گفته مى شود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را زيارت نكرده، ولى صحابه ايشان را درك كرده باشد. ۳ دانشمندان اهل سنت در حجيت سخن تابعان ۴ يك داستان نيستند. بسيارى از آنان، مرويات تابعان درباره اسباب نزول را مانند حديث مرفوع دانسته اند؛ به شرطى كه

1.الإمام الطبرى، ص ۱۲۵ ـ ۱۲۶.

2.به عنوان نمونه ر. ك: كنز العرفان، ذيل آيات ۱۱۶ و ۱۴۲ سوره بقره درباره تغيير قبله، ج ۱، ص ۷۹ و ذيل آيه ۳۰ سوره اعراف درباره لزوم پوشش در طواف، ج ۱، ص ۹۴، همچنين ج ۱، ص ۱۰۹، ۲۲۶، ۲۴۰، ۳۴۴ و ۳۴۵، ج ۲، ص ۳۸، ۲۱۶، ۳۷۷، ۳۸۱ و... ؛ نيز ر. ك: زبدة البيان فى شرح آيات الأحكام.

3.علم الحديث و دراية الحديث، ص ۱۹.

4.بيشتر روايات اسباب نزول از تابعانى چون سعيد بن جبير، عامر شعبى، عكرمه، ضحاك بن مزاحم، حسن بصرى، عطاء بن ابى رياح، قتاده سدوسى، محمد بن كعب قرظى، سعيد بن مسيب و اسماعيل سدى نقل شده است.

صفحه از 70