حكم روايت صحابه از اسباب نزول - صفحه 69

اما اگر تابعان در چيزى اجماع كنند، در حجيت آن نبايد شك كرد و عدم حجيت سخن آنان هنگامى است كه با هم اختلاف كنند؛ در اين صورت، سخن آنان بر هيچ كس حجت نخواهد بود. ۱
ابن كثير نيز همين مطلب را در توجيه سخنان شعبه و ابن عقيل آورده است. ۲ به نظر مى رسد، ابن تيميه و همگنان او سخن تابعى را از آن رو كه كاشف از سنت (سخن پيامبر و صحابه در ديدگاه آنان) است ، حجت مى دانند؛ زيرا در ادامه نوشته است:
به هنگام اختلاف تابعان در تفسير آيات الهى، بايد به قرآن و سنت، لغت عرب يا گفتار صحابه مراجعه كرد. ۳
شيعه براى مقطوع ، موقوف و مرسل حجيتى قايل نيست. تابعان از ملازمان و نزديكان صحابه بودند و در محضر بزرگان صحابه ساليان دراز شاگردى كرده بودند و خود استاد تفسير قرآن بودند و درك و فهم و ميزان ضبط آنان گاه از صحابه بهتر بود. مطابق گزارش هاى رسيده، بعضى از تابعان در نقل اسباب نزول به شدت احتياط مى كردند. گفتگوى دو تن از آنان به نام محمد بن سيرين و عبيده درباره آيه اى از قرآن نقل شده است: ابن سعد، محمد بن سيرين را ـ كه دو سال پيش از قتل عثمان متولد شده بود ـ و عبيده را ـ كه از عالمان مدينه بود ـ به عدالت و ثقاوت ستوده است. عبيده به ابن سيرين گفته است:
از خدا بترس و سخن استوار بگو. آنان كه به سبب نزول آيات آشنا بودند، از ميان ما رفته اند. ۴
نتيجه
پيش از اين بيان شد كه اسباب نزول بخشى از روايات تاريخى به حساب مى آيند و صحابه فقط گزارش گر بوده اند و بايد آنچه را خود هنگام نزول آيات ديده و شنيده بودند يا به دليل هم زمانى با حال و هواى نزول آيات درك كرده بودند، مى گفتند. بنابر اين، كلام صحابى به منزله شهادت از دانسته هايى كه از طريق مشاهده و حضور در حال و هواى زمان نزول آيات، به دست آورده است، حجيت دارد، نه از باب حديث و احكام علم الحديث، تا درباره مرسل و مقطوع يا موقوف بودن ۵ آن بحث شود؛ ضمن اين كه بايد هوشيارانه تمامى ملاك هاى پذيرش خبر را در نظر داشت. گرچه تابعان نمى توانند اسباب نزول را از باب شهادت از اخبار و وقايع بيان كنند، به دليل اين كه در زمان نزول

1.مقدمة فى اصول التفسير، ص ۱۰۵.

2.تفسير القرآن العظيم، مقدمه.

3.همان، نيز ر. ك: مقدمة فى اصول التفسير، ص ۱۰۵.

4.اسباب نزول، ص ۱۱. واحدى نوشته است: «والسلف الماضون ـ رحمهم اللّه ـ كانوا فى ابعد الغاية احترازا عن القول فى نزول الآية».

5.در مباحثِ احكام، مرسل، موقوف و مقطوع حجيتى ندارند.

صفحه از 70