تتميم
بايد دانست كه سرّ اين كه معصوم در بعض از فقرات اين دعا مثل اين فقره شريفه متوسل به صيغه تفضيل از غير ماده مسئول منه كه مدخول « من » است گرديده اند چيست ؟ و در ساير فقرات كه صيغه مذكوره را از ماده مدخول « من » بنا فرموده اند چه وجهى دارد؟ آنچه در اين حال بر سبيل استعجال به نظر قاصر مى رسد اين است كه چون اتصاف ذوات ممكنات در خارج به صفات سابقه صحيح است مثل اين كه گويند كه : فلان شى ء ، ابهى و اجمل از فلان شى ء است ؛ زيرا كه در افراد مفاهيم آن صفات مفضّل و مفضّل عليه هر دو يافت مى تواند شد ، پس به اين جهت صيغه تفضيل از نفس مادّه آن صفات بنا شده ، به خلاف اين صفت كه مفهوم او به معنى رزق و غفران باشد [ و ] منحصر است در يك فرد لا غير ، و تفضيل شى ء بر نفس او معقول نيست : از اين جهت در اين مقام صيغه تفضيل از ماده وسعت نباشد .
پس نيكو تأمّل نماى كه مطلب بسيار لطيف و دقيق است و ان شاء اللّه در شرح بعضى از فقرات آتيه ، به بسط تمام ، بيان اين مرام خواهد شد .
تزيين ثانى : بدان كه رحمت ها و نعمت هاى خداوند عالم و پروردگار بنى آدم ـ جلّت عظمته وعمّت نعمته ـ غير متناهى است ، و از حيّز حصر و احصا بيرون است ؛ چنانچه خود در فرمان واجب الاذعان خود فرمود : « وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَآ » . ۱ و به مقتضاى خطاب مستطاب حضرت رب الارباب كه در محكم كتاب و مبرم خطاب به زبان وحى ترجمان حضرت رسالت مآب ـ عليه و آله الطيبين آلاف الصلوات والتحيات من اللّه الملك المنان ـ جارى گرديده حيث قال ـ جلّ من قائل ـ : « يَـعِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ »۲ نبايد بنده شرمنده از خداوند ، هر آزاد و بنده ، به واسطه اعمال ناشايسته و افعال نا بايسته خود مأيوس و نا اميد گردد ؛ چه هر چند [ گناهِ ] گناه كاران عظيم ، وليكن پروردگار ايشان كريم است .
و نظر به مضمون بلاغت مشحون سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه هر گاه يكى از بندگان گناه كار
1.سوره ابراهيم ، آيه ۳۴ .
2.سوره زمر ، آيه ۵۳ .