طلب
الهى ! حمدى كه در خور جلال تو باشد صدورش از امثال اين فقير مشكل ۱ است ، و ثنايى كه قابل جمال تو باشد ظهورش از مانند اين حقير بى حاصل است ۲ ؛ چه ثنايى شايسته را بايستگى بايد و ستايش بايسته را شايستگى بايد ، و من نه شايسته ام و نه بايسته و نه بايسته ام و نه شايسته .
الهى ! اگر چه قابل ثناى اختيارى نيستم ، شايسته ستايش اضطرارى هستم ؛ چه از آن راهى كه مخلوق توام حالم اظهاركننده كمال قدرت و اختيار تو هست ، و از آن جهتى كه مصنوع توام ، شخصم بيان نماينده عظمت و اقتدار تو مى باشد . الهى ! اگر بدم از آن رو كه تربيت يافته احسان توام نيكم ، و اگر دورم از آن راه كه پرورده امتنان توام نزديك .
الهى ! عمرى به سر آمد و در گلستان عبادت ، گل طاعتى نچيدم ، و روزگارى به پايان رسيد و در بوستان فراغت به ثمر عبادتى نرسيدم . اكنون كه موى شب رنگم در غفلت سفيد شد ، رو به درگاه پروردگارى ات آوردم و بر گذشته نادم و پشيمان گرديده ، به بارگاه غفارى ات دست تضرع درآورده ام .
إلهي ! مَن لي غَيْرُكَ أسْألُهُ كَشْفَ ضُرّي وَالنَّظَرَ فِي أمري غَيرَ قَبُولِكَ عُذري وإدخَالِكَ إيّايَ فِي سَعَةٍ مِنْ رَحْمَتِكَ .
1.خ . ل : محال .
2.خ . ل : در نهايت اشكال .