برداشت. از سويى، سخنانِ منسوب به ابوحذيفة كه «اى اهل قرآن، قرآن را با عمل خود بياراييد» ۱ ، چنان چه صحّت آن را بپذيريم، نشان مى دهد شمار زيادى از قرآن دانان در ميان سپاه اسلام بوده اند.
حتى اگر تناقضاتى كه كايتانى نشان داده درست نباشد، پيوند دادنِ [20] مرسوم ميان جمع قرآن و اين جنگ بسيار ضعيف است. شروع جمع و تدوين قرآن همچنان كه روايت ديگرى به صراحت مى گويد با منابع مكتوب بوده است. در اين نكته هيچ ترديدى نيست، چه مى دانيم كه محمّد]ص] خود بر تدوين وحى تأكيد و اهتمام بسيار داشت ۲ . با اين اوضاع و احوال، مرگ چند تن از حفّاظ قرآن نمى توانسته خليفه را نسبت به از دست رفتنِ قرآن نگران كند.
مضمون و محتواى روايت جمع قرآن به ما كمكى نمى كند كه بدانيم آيا هيچ واقعيّت مسلّم تاريخى در لابلاى اين معجون تناقضات و اشتباهات هست؟ بنابراين بايد بكوشيم در ساختار روايت سرنخ هايى بيابيم تا با تحليل ادبىِ روايت به نكات اصيل تر و قديمى تر آن برسيم. بيشتر روايات، جمع قرآن را امرى حكومتى مى دانند. اما يك روايت ملكيّت و حقِ شخصى براى قرآنِ گردآوى شده قائل است؛ همان كه مى گويد صحيفه هاى عمَر پس از وى به دخترش حفصه ارث رسيد. بنابراين به آسانى مى توان آن روايت واحد را از دايره كلّ بيرون نهاد، چراكه بر قِدمت و درستى ديدگاه اوّل ترديد نداريم.
بااين همه، نبايد اين راه حلّ ساده و به ظاهر مقبول را قطعى و درست بدانيم. اين كه قرآنِ گردآورى شده پس از مرگ عمَر به دخترش حفصه رسيد، تنها نكته قطعى در تمام اين روايات است؛ چه حتى روايات مربوط به توحيد و تدوين رسمى مصاحف نيز آن را تأييد مى كند. در اين روايات آمده است كه عثمان آن صحيفه ها را از حفصه گرفت و مبناى كار خود قرار داد. اين همان نقطه ثابتى است كه بايد با اتّكا بر آن به عقب برگرديم. هرچند اكنون گزارشهاى مربوط به اين دو مرحله از جمع و تدوين قرآن اغلب متداخل مى شوند، هريك از اين دو در منابع پيشينى اِسناد خاصّ خود و، بالتبع، جايگاه ادبى مستقلى دارند. [21]
بنابراين لازم است در اين مرحله به اين مسأله بيانديشيم كه آنچه درباب تاريخچه اين صحيفه ها مى گويند چقدر باوركردنى است. چندان غيرطبيعى نيست كه اين صحيفه ها از طريق ارث به حفصه رسيده باشند؛ اما شايد اين كار مسير ديگرى طى كرده باشد. اگر حفصه خود قادر بر قرائت قرآن بوده ۳ مى توانسته قرآنى را براى استفاده شخصى يا ازباب وظيفه در
1.تاريخ الطبرى، ج ۱، ۱۹۴۵؛ ابن اثير، ج ۲، ص ۲۷۷.
2.ر . ك : همين كتاب، پيشتر، ج ۲، ص ۱ به بعد.
3.تحقيقِ de Goeje ، ص ۴۷۲.