در كتابت به كاررفته منحصر به فرد بوده است. از ميان تمام مواد مختلفى كه در ثبت و تدوين ميراث ادبى پيامبر نام برده شده اند، پوست يا چرم از ترجيح بيشترى دارد. من به درستى نمى دانم آيا در آن روزگار رِقّ (=كاغذ پوستى) در شبه جزيره به كار مى رفته است. از سوى ديگر، به كارگيرى تعبير صُحف چه بسا نشان مى دهد [24] بخشهاى مختلف و پراكنده گردآورى شده ]به دست زيد [هنوز واجد آن شكل ثابت و مرتبى ۱ نبودند كه در مُصحف ، يعنى نسخه رسمى و متأخر قرآن هست ۲ .
اما چنين برداشتى نادرست است. حتى اگر اين صُحف از هم جدا بوده اند، متن موجود در هر صحيفه لاجرم ترتيب داشته است. يعنى اين ترتيب خودسرانه و دلخواهانه نبوده است. هر تك صحيفه وقتى باز شود، حاوى دست كم دو و گاه چهار صفحه است. گاه مى شده كه متن واحدى را به صورت مرتّب بر بيش از يك صحيفه دو صفحه اى مى نوشتند و به همين صورت نگارش متن را بر صحيفه هاى بعدى ادامه داده تا يك فرم صحيفه اى ۳ ساخته شود. نسخه هاى خطى كتاب مقدس در زبان يونانى از سه يا چهار فرم تشكيل مى شوند ۴ . در [25]
1.نُلْدكه در چاپ نخست اين كتاب، ص ۱۹۵، براى استدلال راجع به ساخت نامتقن و غيراستوار جمع نخست، به روايت منقول در ابن عطية، برگ ۲۵، رو؛ و منقول در قرطبى، برگ ۱۸، پشت، با اين مضمون استناد كرده است كه: «فَجَمَعَهُ غَيْرَمُرَتَّبِ السُّوَرِ بَعْدَ تَعَبٍ شَدِيدٍ؛ زيد قرآن را با زحمت فراوان، اما بدون ترتيب سوره ها گردآورى كرد.» هوبرت گريمه (H. Grimme, Muhammed, II, S. ۱۳) علت اين امر را در اوضاع و احوال پيش از جمع نخست، و هنگام تدوين وحى مى داند. باآن كه اين دو رأى هر دو معقول اند، من از روايت پيش گفته كه در بحث كنونى ما تأثير چندانى ندارد، هيچ بهره نبرده ام. در همين راستا، در الاتقان، چاپ قاهره، ج ۱، ص ۶۰، سطر ۲۳ (چاپ كلكته، ص ۱۳۳) و قسطلانى (در شرح بر بخارى، ج ۷، ص ۴۴۶) چنين آمده كه قرآن در زمان پيامبر نه مجموع بود و نه مُرتَّب السُّوَر.
2.با اين همه، گاه از همين جمع نخست با عنوان مصحف نام برده اند؛ مثلاً در ابن سعد، تحقيق Sachau، ص ۲۴۲؛ تفسير الطبرى، ج ۱، ص ۲۰؛ الاتقان، ص ۱۳۸. بنابر ديدگاه شاذّى كه در الاتقان، ص ۱۳۵ آمده، اين سالم مولى ابى حذيفة بود كه نخست بار قرآن را در مصحفى گردآورد. ر . ك. همين كتاب، پيشتر، ج ۲، ص ۷ و ص ۲۰، پاورقى ۵.
3.مؤلف از واژه Lage در متن اصلى استفاده كرده كه اصطلاحى امروزى و به معناى دسته فرم چاپى است. مراد وى مجموعه اى از سه تا پنج صحيفه دولايه است كه احيانا به صورت دوخته در كنار هم قرار مى گرفته اند. (م)
4.ر . ك.
V. Gardthausen, Griechische Palنographie, Iii (۱۹۱۱), S. ۱۵۸; Th. Birt, Kritik und Hermeneutik nebst Abriك des antiken Buchwesens, ۱۹۱۳, S. ۳۵۶.
اين اوراق چنان چه به هم پيوسته باشند، با عطف مشترك كتاب پيوند مى خورند و در صورتى كه از هم جدا باشند، در محفظه يا جلدى پوستى قرار مى گيرند. ر . ك. V. Gardthausen، مأخذ بالا، ص ۱۷۶؛ Th. Birt ، مأخذ بالا، ص۳۵۷.