حرمت آن شده است و از آن طرف چه خصوصيتى در تصوير و تجسيم صور موجودات صاحب روح وجود دارد كه موجب حرمت آن شده است و از آن طرف چه خصوصيتى در ديگر موجودات، موجب عدم حرمت گرديده است. اساسا ذى حيات بودن موجود چه نقشى را در اين ميان ايفا مى نمايد؟!
به نظر مى رسد جواب سؤال را با بررسى شرايط و مقتضيات زمان صدور روايات و كمى فراتر از آن كه به عمر جاهليت موسوم بوده به راحتى مى توان استفاده نمود كه در ميان اكثريت قريب به اتفاق مردمان آن اعصار بت پرستى به عنوان يك كيش عمومى رايج و حتى صنعت آن به عنوان يك پيشه رايج در ميان ديگر مشاغل عمومى خودنمايى مى نمود و در عصر ظهور آفتاب عالمتاب اسلام نيز ريشه هاى آن علاقه و وابستگى هنوز به طور كامل در بسيارى از مردمان به خشكى نگرييده بود، بطورى كه رواج و جواز اين صنعت مى توانست بعض كسان، از بستگان امت محمدى صلى الله عليه و آله را همچون امت موسوى عليه السلام (بنى اسرائيل) به همان گرداب منجلاب سابق سوق داده و فيل خاطرشان هوس هندوستان جاهليت را نمايد و نظير اين كشمكش و بازگشت در نحوه زندگى ظاهرى مردم بعد از عصر رسول صلى الله عليه و آلهو نيز خلفاى جابر ديده مى شود.... اما اكنون كه آن ريشه ها خشكيده شده و رشد فكرى مردمان در اين جهت آن مقدار بالا گرفته كه لااقل در جوامع اسلامى و الهى انگيزه هاى فاسد مورد نسيان واقع شده و به صورت يك هنر ارزشمند و هدف دار درآمده جلوگيرى از آن و با انگيزه هاى الهى و عقلايى شايسته نمى نمايد.» ۱ ايشان مسنله حرمت تنجيم، قيافه شناسى و برخى موارد ديگر را نيز با توجه به شرايط زمان صدور ارزيابى مى نمايد ۲ .
بنابراين با بررسى و شناخت شرايط و جوّ صدور برخى روايات مى توان به حكمت و راز آن روايات پى برد و معناى حقيقى آنها را كشف كرد.
مثال دوم: منع بيع خون
همچنين مى توان به رواياتى كه از خريد و فروش خون نهى كرده اند ۳ اشاره كرد كه براساس آن برخى به حرمت بيع خون فتوى داده اند ۴ ؛ اما با بررسى شرايط زمان صدور و سيره عرب در آن عصر متوجه خواهيم شد كه در آن زمان خون استفاده اى جز خوردن نداشته از اين دو تحريم بيع آن در نصوص انصراف در همان مورد داشته است و اكنون كه استفاده اى
1.نقش دو عنصر زمان و مكان در استنباط، مجله كيهان انديشه، ش ۳۲، ص ۵۴ ـ .۵۲
2.همان، ص ۵۶ ـ ۵۵.
3.ر. ك: الكافى، ج ۶، ص ۲۵۳ و الخصال، ص ۳۴۱.
4.ر.ك: نهاية الاحكام، ج ۲، ص ۴۶۳.