۵۷.عمر بن يزيد گويد :حضرت صادق عليه السلام فرمود : زنى از باديه نشينان خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله رسيد ، در حالى كه دو كودك همراه داشت ؛ يكى از آن دو را بغل گرفته و ديگرى با او راه مى رفت ، حضرت به آن زن قرص نانى مرحمت فرمود ، زن قرص نان را بين آن دو كودك تقسيم كرد ، پيغمبر فرمود : زنان كه كودكان خود را در بغل مى گيرند و به آنان مهر و محبّت مى ورزند ، اگر كثرت لعب و لهو آنان نبود و هوى و هوس نداشتند اكثر نمازگزاران از زنها داخل بهشت مى شدند .
۵۸.ذريح گويد :در خدمت امام صادق عليه السلام بوديم كه ناگهان شتر ما را مرضى رسيد در حالى كه بر سر چاهى از بنى سليم بوديم ، غلام گفت : اين شتر را نحر كن .
حضرت فرمود : حركت كن .
چون حركت كرديم و چهار ميل دور شديم ، فرمود : اى غلام ! از مركب به زير آى و شتر را نحر نما ، زيرا خوردن درندگان اين شتر را خوشتر دارم دارم از اينكه اعراب باديه از گوشت او بخورند .
۵۹.يعقوب بن شعيب گويد :حضرت صادق عليه السلام به من فرمود : سخت گيرترين مردم بر شما چه كسانى هستند ؟
گويد : عرض كردم : همه مردمان .
حضرت دو مرتبه اين سخن را تكرار كردند .
من نيز پاسخ اولى را عرض كردم .
بعد از اين فرمود : آيا مى دانى مردم براى چه با شما دشمن هستند ؟
عرض كردم : علت آن را نمى دانم .
فرمود : شيطان آنها را بطرف خود دعوت كرد آنان او را پاسخ دادند و به آنها فرمان داد فرمان و اوامرش را پذيرفتند و او را اطاعت كردند ليكن شما را دعوت كرد جواب او را نداديد ، شما را امر نمود اطاعت نكرديد ، براى اين عدم اطاعت مردم را بر عليه شما برانگيخته است .