191
مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام

۵۷.عمر بن يزيد گويد :حضرت صادق عليه السلام فرمود : زنى از باديه نشينان خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله رسيد ، در حالى كه دو كودك همراه داشت ؛ يكى از آن دو را بغل گرفته و ديگرى با او راه مى رفت ، حضرت به آن زن قرص نانى مرحمت فرمود ، زن قرص نان را بين آن دو كودك تقسيم كرد ، پيغمبر فرمود : زنان كه كودكان خود را در بغل مى گيرند و به آنان مهر و محبّت مى ورزند ، اگر كثرت لعب و لهو آنان نبود و هوى و هوس نداشتند اكثر نمازگزاران از زنها داخل بهشت مى شدند .

۵۸.ذريح گويد :در خدمت امام صادق عليه السلام بوديم كه ناگهان شتر ما را مرضى رسيد در حالى كه بر سر چاهى از بنى سليم بوديم ، غلام گفت : اين شتر را نحر كن .
حضرت فرمود : حركت كن .
چون حركت كرديم و چهار ميل دور شديم ، فرمود : اى غلام ! از مركب به زير آى و شتر را نحر نما ، زيرا خوردن درندگان اين شتر را خوشتر دارم دارم از اينكه اعراب باديه از گوشت او بخورند .

۵۹.يعقوب بن شعيب گويد :حضرت صادق عليه السلام به من فرمود : سخت گيرترين مردم بر شما چه كسانى هستند ؟
گويد : عرض كردم : همه مردمان .
حضرت دو مرتبه اين سخن را تكرار كردند .
من نيز پاسخ اولى را عرض كردم .
بعد از اين فرمود : آيا مى دانى مردم براى چه با شما دشمن هستند ؟
عرض كردم : علت آن را نمى دانم .
فرمود : شيطان آنها را بطرف خود دعوت كرد آنان او را پاسخ دادند و به آنها فرمان داد فرمان و اوامرش را پذيرفتند و او را اطاعت كردند ليكن شما را دعوت كرد جواب او را نداديد ، شما را امر نمود اطاعت نكرديد ، براى اين عدم اطاعت مردم را بر عليه شما برانگيخته است .


مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
190

۵۸.وبهذا الإسناد ، عن عبدالعظيم ابن عبداللّه الحسني ، عن حرب ، عن شيخ من بني أسد يقال له عمرو ، عن ذريح ، عن أبي عبداللّه عليه السلام قال :أصاب بعير لنا علّة ونحن في ماء لبني سليم ، فقال الغلام : يامولاي ! أنحره .
قال : لا تريث .
فلمّا سرنا أربعة أميال قال : يا غلام ! فانحره ، ولاَءن تأكله السباع أحبُّ إليّ من أن تأكله الأعراب ۱ .

۵۹.حدّثنا محمّد بن موسى بن المتوكل رحمه الله قال :حدّثنا علي بن الحسين السعدآبادي ، عن أحمد بن أبي عبداللّه ، عن عبدالعظيم بن عبداللّه الحسني ، عن سليمان بن سفيان ، عن صباح الحذّاء ، عن يعقوب بن شعيب قال : قال لي أبوعبداللّه عليه السلام : من أشدّ النّاس عليكم ؟
فقلت : كلّ النّاس .
فأعادها عَلَيّ .
فقلت : كلّ النّاس .
فقال : أتدري لِمَ ذاك ؟
قلت : لا أدري .
قال : إنّ إبليس دعاهم فأجابوه وأمرهم فأطاعوه ودعاكم فلم تجيبوا وأمركم فلم تطيعوا فأغرا بكم النّاس ۲ .

1.علل الشرائع ۲/۵۹۹ .

2.علل الشرائع ۲/۵۹۸ .

  • نام منبع :
    مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
    پیوند معرفی کتاب :
    http://www.hadith.net/post/52037
تعداد بازدید : 47743
صفحه از 312
پرینت  ارسال به