197
مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام

۶۶.عبدالعظيم حسنى از حضرت رضا و او از آباء گرامش از اميرالمؤمنين عليهم السلامكه فرمود : من و فاطمه بر حضرت رسول صلى الله عليه و آله داخل شديم ، و او را در حالى كه سخت مى گريست مشاهده كرديم ، گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد ! علت گريه شما چيست ؟
فرمود : يا على ! شبى كه مرا به آسمان بردند عده اى از زنان امّت خود را ديدم در حاليكه به عذاب سختى گرفتار بودند ، از اين گرفتارى كه از براى آنها بود بسيار ناراحت شدم و لذا از ديدن اين منظره و شدّت عذاب اينها به گريه افتادم .
حضرت فرمود : زنى را ديدم كه از موهاى خود آويزان بود و مغز سرش مى جوشيد .
ديگرى را ديدم كه از زبان معلّق شده و آب داغ بر حلق او مى ريختند .
يكى را ديدم كه از پستان آويزان گرديده است .
زنى را ديدم كه از گوشت بدن خود مى خورد در حالى كه آتش در زير او شعله مى كشيد .
زنى را ديدم كه پاهاى خود را بر دست خويش محكم فشرده و مار و عقرب بر او مسلّط شده بودند .
ديگرى را مشاهده كردم در حالى كه گنگ و كر و لال بود و در ميان تابوتى از آتش قرار داشت و مغز سرش از دو سوراخ بينى او بيرون مى ريخت و بدن او از جذام و برص از هم پاشيده بود .
فرمود : زنى را ديدم كه از پا به تنورى از آتش معلّق شده بود .
ديگرى را مشاهده كردم كه گوشت بدنش را از جلو و عقب با مقراض ها مى بريدند .
زنى را ديدم كه صورت و دستهاى او مى سوخت و وى امعاء خود را مى خورد .
ديگرى را ديدم كه سرش مانند سر خوك و بدنش مانند بدن الاغ و او را هزار هزار انواع عذاب فرا گرفته بود .
زنى را ديدم به هيئت سگ در حالى كه آتش در اسافل اعضاى وى مى رفت و از دهان او بيرون مى شد و فرشتگان با عمود به سر و بدن او مى زدند .
حضرت زهرا سلام اللّه عليها عرض كرد : اى پدر بزرگوار ! بفرماييد كارهاى آنان در دنيا چه بوده كه خداوند اين عذابها را بر آنها مقرّر ساخته است ؟
حضرت فرمود : اى دختر من ! آن زنى كه از موها آويزان بود براى اين است كه وى سر خود را از نامحرمان نمى پوشيد و موهاى خود را پنهان نمى ساخت .
زنى كه از زبان معلّق بود بخاطر اين است كه وى از تمكين و فراش شوهرش خوددارى مى كرد .
زنى كه از پا آويزان گرديده براى اين بود كه بدون اذن شوهرش از خانه خارج مى شد .
اما زنى كه از گوشت بدن خود مى خورد او از اين جهت معذّب بود كه خود را آرايش مى داد و در انظار مردم جلوه مى كرد .
زنى كه پاهاى او را بدستش چسبانيده و مار و عقرب بر او مسلّط گرديده بود به خاطر اين است كه از كثافت و آلودگيها خود را تميز نمى كرد و لباسهاى خويش را چركين نگه مى داشت ، و از جنابت و حيض غسل نمى كرد و به نظافت و پاكيزگى اهميت نمى داد و نماز را سبك مى داشت .
زنى كه گنگ و كر و كور بود از اين جهت است كه فرزندانى را از زنا مى زاييد و به شوهرش نسبت مى داد .
زنى كه گوشتهاى بدنش با مقراض بريده مى شد از اين جهت بود كه او خود را در معرض خواهشهاى مردان مى گذاشت .
اما زنى كه صورت و بدنش مى سوخت و روده هاى خود را مى خورد
براى اين بود كه وى زنها و مردها را بهم مربوط مى ساخت تا كارهاى زشت و فحشاء انجام دهند .
زنى كه سرش مانند سر خوك و بدنش مانند بدن الاغ بود علتش اين بود كه سخن چينى و نمّامى مى كرد .
زنى كه صورتش مانند سگ بود و آتش در اسافل او داخل مى شد و از دهانش بيرون مى رفت از اين جهت است كه وى زنى آوازه خوان و حسود بود .
پس از آن حضرت فرمود : واى بر زنى كه شوهرش را به خشم آورد ، و خوشبخت آن زنى كه زوج او از وى خوشنود باشد .


مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
196

۶۶.حدّثنا علي بن عبداللّه الورّاق رضى الله عنه قال :حدّثنا محمّد بن أبي عبداللّه الكوفي ، عن سهل بن زياد الآدمي ، عن عبدالعظيم ابن عبداللّه الحسني ، عن محمّد بن علي الرضا ، عن أبيه الرضا ، عن أبيه موسى بن جعفر ، عن أبيه جعفر بن محمّد ، عن أبيه محمّد بن علي ، عن أبيه علي بن الحسين ، عن أبيه الحسين بن علي ، عن أبيه أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليهم السلام قال : دخلت أنا وفاطمة على رسول اللّه صلى الله عليه و آله فوجدته يبكي بكاءاً شديداً ، فقلت : فداك أبي واُمّي يا رسول اللّه ! ما الذي أبكاك ؟
فقال : يا علي ! ليلة اُسري بي إلى السماء رأيت نساء من اُمّتي في عذاب شديد فأنكرت شأنهنّ فبكيت لما رأيت من شدّة عذابهنّ .
ورأيت امرأة معلّقة بشعرها يغلي دماغ رأسها .
ورأيت امرأة معلّقة بلسانها والحميم يُصَبُّ في حلقها .
ورأيت امرأة معلّقة بثدييها .
ورأيت امرأة تأكل لحم جسدها والنّار توقد من تحتها .
ورأيت امرأة قد شُدَّ رجلاها إلى يديها وقد سُلِّطَ عليها الحيّات والعقارب .
ورأيت امرأة صمّاء عمياء خرساء في تابوت من نار يخرج دماغ رأسها من منخرها وبدنها متقطّع من الجذام والبرص .
ورأيت امرأة معلّقة برجليها تنور من نار .
ورأيت امرأة تقطّع لحم جسدها من مقدّمها ومؤخّرها بمقاريض من نار .
ورأيت امرأة تحرق وجهها ويداها وهي تأكل أمعائها .
ورأيت امرأة رأسها رأس الخنزير وبدنها بدن الحمار وعليها ألف ألف لون من العذاب .
ورأيت امرأة على صورة الكلب والنّار تدخل في دبرها وتخرج من فيها والملائكة يضربون رأسها وبدنها بمقامع من نار .
فقالت فاطمة عليهاالسلام : حبيبي وقرّة عيني ! أخبرني ما كان عملهنّ وسيرتهنّ حتّى وضع اللّه عليهنّ هذا العذاب ؟
فقال : يا بنيّتي ! أمّا المعلّقة بشعرها فإنّها كانت لا تغطّي شعرها من الرجال .
وأمّا المعلّقة بلسانها فإنّها كانت تؤذي زوجها .
وأمّا المعلّقة بثدييها فإنّها تمتنع من فراش زوجها .
وأمّا المعلّقة برجليها فإنّها كانت تخرج من بيتها بغير إذن زوجها .
وأمّا التي تأكل لحم جسدها فإنّها تزيّن بدنها للنّاس .
وأمّا التي شُدَّ يداها إلى رجليها وسُلِّط عليها الحيّات والعقارب فإنّها كانت قذرة الوضوء قذرة الثياب وكانت لا تغتسل من الجنابة والحيض ولا تنتظف وكانت تستهين بالصلاة .
وأمّا الصمّاء العمياء الخرساء فإنّها كانت تلد من الزنا فتعلّقه في عنق زوجها .
وأمّا التي تقرض لحمها بالمقاريض فإنّها كانت تعرض نفسها على الرجال .
وأمّا التي كانت تحرق وجهها وبدنها وتأكل أمعائها فإنّها كانت قوّادة .
وأمّا التي كان رأسها رأس الخنزير وبدنها بدن الحمار فإنّها كانت نمّامة كذّابة .
وأمّا التي كانت على صورة الكلب والنّار تدخل في دبرها وتخرج من فيها فإنّها كانت قينة نوّاحة حاسدة .
ثمّ قال عليه السلام : ويل لامرأة أغضبت زوجها وطوبى لامرأة رضي عنها زوجها ۱ .

1.عيون أخبار الرضا عليه السلام ۱/۱۳ ؛ بحارالأنوار ۸/۳۰۹ .

  • نام منبع :
    مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
    پیوند معرفی کتاب :
    http://www.hadith.net/post/52037
تعداد بازدید : 47733
صفحه از 312
پرینت  ارسال به