خطيب بغدادى در وصفش گفته:«أديباً فقيهاً عابداً عارفاً بالرجال...» روايات قابل توجّهى در منابع شيعه و سنّى نقل شده است. ۱
و در وصف «ابن أبي اُويس» كه اسمش «اسماعيل» و از اصحاب امام صادق عليه السلام بوده و روايات بيش از حدّى از وى نقل شده است تراجم بالاتّفاق گفته اند: «له كتاب» ، ۲ و يا در كتاب تهذيب المقال جزء ثقات شمرده شده است. ۳
و أحمد بن محمّد بن داوود بن قيس الصنعاني كه هم از رجال شيعه است و هم اهل سنّت ، هيچ گونه مدح و جرحى در كتب رجالى شيعه در خصوصش نيامده الاّ اين كه رجاليّون اهل سنّت او را ثقه و رواياتش را مقبول مى دانند. ۴
و همچنين است أفلح بن كثير كه تنها برخى از علماى اهل سنّت او را ثقه و متقن و رواياتش را صحيح دانسته اند ، و برخى ديگر همچون صاحب ميزان الاعتدال او را متّهم و رواياتش را معيوب گفته اند. ۵
و ابن جريج ، اگر همان «عبد اللّه بن جريح» باشد ، شيخ طوسى وى را «عامى» و علّامه حلّى او را از اصحاب امام باقر عليه السلام برشمرده اند ، ولى اگر «عبد الملك» باشد كه اقوى هم همين است، هيچ مدح و قدحى در كتب رجالى ديده نشده الاّ اين كه جناب آقاى عرفانيان در كتاب مشايخ الثقات مى گويد: «من رجال العامّة إلاّ أنّ له ميلاً و محبّة شديدة». ۶
1.ر.ك : الرحلة ، ص۲۰۹ ؛ فهرست منتجب الدين ، ص۲۲ ؛ رجال النجاشي ، ص۴۳۹.
2.ر.ك : الفهرست طوسى ، ص۲۸۳ ؛ معالم العلماء ابن شهر آشوب ، ص۱۷۶ ؛ جامع الرواة ، ج۲ ، ص۴۲۸ ؛ معجم الرجال خويى ، ج۲۳ ، ص۱۰۵.
3.تهذيب المقال ، ج۵ ، ص۸۸.
4.ر.ك : تقريب التهذيب ابن حجر ، ج۱ ، ص۲۸۲ ؛ تهذيب الكمال مزى ، ج۸ ، ص۴۴۲ ؛ رجال الشيعة في أسانيد السنّة ، ص۲۴۴.
5.ر.ك : الجرح و التعديل رازى ، ج۲ ، ص۳۲۴ ؛ مشاهير علماء الأمصار ابن حبان ، ص۱۲۱ ؛ الثقات ابن حبان ، ج۴ ، ص۵۸ ؛ ميزان الاعتدال ، ج۱ ، ص۱۳۶.
6.ر.ك : رجال الطوسي ، ص۱۴۱ ؛ خلاصة الأقوال ، ص۵۶ ؛ رجال ابن داود ، ص۲۵۲ ؛ مشايخ الثقات ، ص۱۱۷ ؛ معجم الرجال خويى ، ج۱۱ ، ص۱۴۵ ؛ نقد الرجال تفرشى ، ج۳ ، ص۹۲.