در جامعه به فسق و فجور روى مىآوردند. ۱
پيامبر دروغين، خوابهايى را كه مىديد به گونهاى بيان مىكرد كه گويى كلام خداوند است، كلام نبى راستين را مىربود و وانمود مىكرد كه با خداوند ارتباط دارد، به دروغ پيشگويى مىكرد (Paul Sperling, vol.16: 576) از الهامات خود پيروى مىكند و مدعى است كه اين الهامات از سوى خداوند است. نبى دروغين نمىتوانست لياقت و راستى كلامش را ثابت كند. او قصد فريب و نابودى افراد را دارد. نبى دروغين اهل زنا، شرابخوارى و دروغگويى است. از نبوّت خود براى امرار معاش استفاده مىكند، مطابق ميل مردم سخن مىگويد، نه مطابق با واقع، آينده را خوب پيشگويى مىكند، آيندهاى كه سرشار از سعادت است و به مردم اطمينان دروغين مىدهد. (Leon-Dufour: 469)
از زمان پيدايش بتپرستى، انبياى دروغين بتها نيز شكل گرفتند و به ترويج و تبليغ پرستش اين خدايان دروغين پرداختند. آنها مدّعى شدند كه از سوى آنان مأمور هستند. ۲ از آنجا كه حدود 20 سال، سِفر شريعت موسى كه همان تورات بود گم شده بود و اين امر موجب انحراف و گمراهى مردم شده بود، آنان از احكام الهى فاصله گرفته بودند و به بتپرستى روى آورده بودند، تا آن كه در زمان يوشيا پادشاه يهودا تورات پيدا شد و يوشيا كه پادشاهى معتقد بود آن را خواند و بسيار ناراحت شد، چرا كه ديد مردم از دستورهاى موسى علیه السلام چه قدر فاصله گرفته و منحرف شدهاند. از آن پس يوشيا تمام آثار بتپرستى را محو كرد ۳؛ امّا بعد از او پادشاهان يهودا دوباره نسبت به خداوند گناه ورزيدند. از عمده موارد ارتداد و رويگردانى از دين يهوه، دسيسههاى همسران خارجى پادشاهان و شاهزادگان يهودى و نفوذ آنان بود. ۴
در كنار انبياى دروغين در عهد عتيق، از نبيه دروغين نيز سخن به ميان آمده است. نحميا از يكى از پيامبران زن به نام نوعديه ياد مىكند كه با وى مخالفت مىورزيد و او را دروغين تلقى مىنمود. ۵ حزقيال نيز از دخترانى سخن