بن‏ مايه‏ هاى قرآنى عبد الجليل رازى در «نقض» - صفحه 62

بوده‏اند، عاصم است و كسائى و حمزه و باقيان از حجازى و شامى، همه عدلى‏مذهب بوده‏اند، نه مجبّر بوده‏اند نه مشبّهى؛۱ كه در آن روزگار، مذهب مجبّرى، هنوز نيافته بودند و واقدى و على بن الحسين المغربى شيعى بوده‏اند. با وجود اين قاريان چه شبهت شيعه را بماند در وجوه قرائت با آن كه بر هر كلمتى از طريقِ لغت و نحو و اصول دلايل معلوم شده باشد.۲

دو. اهل بيت عليهم السلام و قرائت قرآن‏

در نگاه رازى، اگر در وجوه آيات و قرائت و كلمات و حروف قرآن، از قِبَل قُرّاء، خللى وارد شده بود يا قصد چنين كارى را داشتند، صادق عليه السلام و باقر عليه السلام تا به حسن عسكرى عليه السلام آن را تصحيح مى‏كردند تا شيعه را توقّف و انتظارى در اين روا نباشد، آن چنان كه همه علوم فقه و شريعت و تفسير را بيان كرده‏اند تا موقوف بر ظهور و حضور قائم عليه السلام نباشد.۳ از اين رو، اعتقاد شيعه بر صحّت قرآن و صدق قرائت مستقيم است... بدين حجّت (لَّا يأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَينْ‏ِ يدَيهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيد)۴ .۵

سه. شيعه و قرائت سُوَر چهارگانه‏

بخشى از مطالب نقض در مسئله قرائات، به نقد و بررسى ادّعاهاى صاحب بعض فضائح الروافض در انتساب قرائات نادرست به شيعه يا برداشت‏هاى نادرست وى از آراى شيعه اختصاص دارد، از جمله اين كه گفته است: «در بعضى از قرائاتِ قرآن به قول روافض به روايت ديگر گويند».۶ سپس مثال‏هايى را آورده كه رازى به هر يك، پاسخى استوار داده است. براى مثال، ادّعا شده است كه شيعيان، چهار سوره والضّحى، ألم نشرح، ألم تر كيف و لايلاف قريش را به دليل اختلاف در قرائت آنها در نماز نمى‏خوانند. لذا ديدگاهى خلاف مسلمانان در اين مسئله دارند.

1.همان، ص‏۲۱۲، ۵۲۵ - ۵۲۶ و ۲۸۱.

2.همان، ص‏۲۱۲.

3.همان، ص‏۵۲۶.

4.سوره فصّلت، آيه ۴۲.

5.نقض، ص ۵۲۷.

6.همان، ص‏۲۶۲.

صفحه از 98