ب. تفاسير اهل سنّت
از تفاسير غير شيعى نيز از تفسير ثعلبى در چندين جا ياد كرده و بدان استناد جسته است.۱ در مواردى هم به تفسير محمّد بن جرير طبرى ارجاع داده و در توصيف وى گفته است: «امامى است از ائمّه اصحاب الحديث معتمد و امين، نه خارجى است نه انتقالى».۲ از ظاهر عبارات وى بر مىآيد كه به اين دو تفسير، دسترسى داشته است.
نتيجه
رازى در تفسير قرآن، مفسّرى مبناگرا، قاعدهمند و روشمند بوده و در كاربست اصول تفسير و علوم قرآن در فهم قرآن، تخصّص و توانايى لازم را داشته است. وى به خوبى از مداليل و مفاهيم قرآن در استدلالهاى كلامى و ادله منطقى خود بهره جسته است. شاخصه برجسته مطالب تفسيرى نقض، بهرهمندى از تأويل و تطبيق آيات در رد و اثبات آموزههاى اعتقادى فريقين است و اين، نشانگر جامعيت و عصرى بودن قرآن در پاسخگويى به نيازهاى فكرى و عملى از منظر رازى است. از لحاظ تاريخى و طبقهبندى، مطالب تفسيرى نقض، جزء مكتب تفسير اجتهادى اماميه به شمار مىآيد و مبتنى بر همين رويكرد، ديدگاههاى غير اصوليان شيعه در شناحتِ قرآن، اعتبارى ندارد. ديدگاههاى مؤلّفِ بعض فضائح الروافض در تببين نظريه اماميه در تفسير آيات، از نگاه رازى مردود بوده و سخنانى گزاف هستند كه به قصد شبههافكنى عليه شيعه گفته شدهاند.
با اين حال، رازى به تمامى اشكالات مطرح عليه نظريات تفسيرى اماميه پاسخ گفته است. معددوى از اين اشكالات به اختلاف مبانى شيعى و سنّى در اعتقاد به برخى از آموزههايى چون ضرورت امامت، رجعت و ظهور مهدى عليه السلام بر مىگردد و بخش عمده آنها، ناشى از كجفهمى مخالفان در تحليل ديدگاه اماميه است.