بودهاند، عاصم است و كسائى و حمزه و باقيان از حجازى و شامى، همه عدلىمذهب بودهاند، نه مجبّر بودهاند نه مشبّهى؛۱ كه در آن روزگار، مذهب مجبّرى، هنوز نيافته بودند و واقدى و على بن الحسين المغربى شيعى بودهاند. با وجود اين قاريان چه شبهت شيعه را بماند در وجوه قرائت با آن كه بر هر كلمتى از طريقِ لغت و نحو و اصول دلايل معلوم شده باشد.۲
دو. اهل بيت عليهم السلام و قرائت قرآن
در نگاه رازى، اگر در وجوه آيات و قرائت و كلمات و حروف قرآن، از قِبَل قُرّاء، خللى وارد شده بود يا قصد چنين كارى را داشتند، صادق عليه السلام و باقر عليه السلام تا به حسن عسكرى عليه السلام آن را تصحيح مىكردند تا شيعه را توقّف و انتظارى در اين روا نباشد، آن چنان كه همه علوم فقه و شريعت و تفسير را بيان كردهاند تا موقوف بر ظهور و حضور قائم عليه السلام نباشد.۳ از اين رو، اعتقاد شيعه بر صحّت قرآن و صدق قرائت مستقيم است... بدين حجّت (لَّا يأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَينِْ يدَيهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيد)۴ .۵
سه. شيعه و قرائت سُوَر چهارگانه
بخشى از مطالب نقض در مسئله قرائات، به نقد و بررسى ادّعاهاى صاحب بعض فضائح الروافض در انتساب قرائات نادرست به شيعه يا برداشتهاى نادرست وى از آراى شيعه اختصاص دارد، از جمله اين كه گفته است: «در بعضى از قرائاتِ قرآن به قول روافض به روايت ديگر گويند».۶ سپس مثالهايى را آورده كه رازى به هر يك، پاسخى استوار داده است. براى مثال، ادّعا شده است كه شيعيان، چهار سوره والضّحى، ألم نشرح، ألم تر كيف و لايلاف قريش را به دليل اختلاف در قرائت آنها در نماز نمىخوانند. لذا ديدگاهى خلاف مسلمانان در اين مسئله دارند.
1.همان، ص۲۱۲، ۵۲۵ - ۵۲۶ و ۲۸۱.
2.همان، ص۲۱۲.
3.همان، ص۵۲۶.
4.سوره فصّلت، آيه ۴۲.
5.نقض، ص ۵۲۷.
6.همان، ص۲۶۲.