همچنين رازى در جاى ديگرى مىافزايد:
دهرى و مجبّرى، يك مسلك است كه دو نيم باز كرده و آنچه حقيقت است، اوّلين مجبّرى و پيشترين مشبّهى، ابليسِ مغبونِ ملعون بوده است كه اوّلاً تشبيه كرد جوهر خود را به رفعت بر جوهر آدم و گفت: (قالَ أَنَا خَيرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طين)۱ .۲
پنج. عدم تأثير مذهب در ابتلاى به امراض
رازى، با استناد به برخى از آيات، بر اين باور است كه دين و مذهب، هيچ تأثير و علّيتى در ابتلاى افراد به امراض و شرور ندارند و آنچه در اين مسئله مهم است، مصلحت شخصيه افراد است:
همه عقلا دانند نزول امراض و اسقام، تعلّق به مصلحت عبّاد دارد، نه به مذهب و اعتقاد.۳
مؤلّفِ بعض فضائح الروافض ادّعا داشت كه علّت ابتلاى برخى از شيعيان به امراض صعب العلاج، مذهبشان است. رازى در نقد اين ادّعاى واهى، به داستان ابتلاى ايّوب عليه السلام در آيه (وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّى مَسَّنِى الشَّيطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ)۴ به انواع امراض استشهاد كرده است.۵
شش. ظهور مصلحت الاهى در جنگهاى امام على عليه السلام
رازى ضمن تذكّر به امكان قياس برخى از حوادث با داستانهاى قرآنى، به تبيين تجلّى مصلحت الاهى در اقدامات امام على عليه السلام پرداخته است. براى مثال، جنگهاى علوى را با داستان قابيل قياس كرده است كه خداوند، از روى مصلحت براى حلّ مشكل دفن جسد برادر مقتولش، او را هدايت كرد:
بارى تعالى به وقت مصلحت، غرابى را به قابيل فرستد چنان كه گفت: