بن‏ مايه‏ هاى قرآنى عبد الجليل رازى در «نقض» - صفحه 68

هادى لما أضللت و لا مضلّ لما هديت»؛ لكن سخنان معصومان را تأويل و معنى باشد و سخنان آنان را رد نشايد كردن و تركِ تأويل روا نباشد.۱
در يك نگاه كلّى، برخى از تأويلات رازى، پشتوانه روايى دارند و برخى ديگر اجتهادى هستند كه با تحليل و اكتشاف مفهوم حقيقى آيه و الغاى خصوصيات ظاهرى آن به دست آورده است. رازى گاه به تبيين آراى تأويلى شيعه پرداخته و گاه به شبهات مخالفان پاسخ داده است. از اين رو، مباحث تأويلى نقض در دو بخش، قابل طبقه‏بندى است:
1. بهره‏گيرى از مفاهيم تأويلى آيات براى اثبات برخى از آموزه‏هاى اعتقادى اماميه؛
2. نقد و ابطال تأويلات ادّعايى مؤلّف بعض فضائح الروافض.
اينك در ادامه، نمونه‏هايى از هر كدام را بررسى مى‏كنيم.

الف. آموزه‏هاى اعتقادى اماميه و تأويل قرآن‏

عبد الجليل رازى، از مفاهيم تأويلى آيات، به عنوان دليل اثباتى برخى از آموزه‏هاى اعتقادى اماميه بهره جسته است. در حقيقت، رازى با اين رويكرد، مستندات و مبانى قرآنى اعتقادات اماميه را تبيين كرده است. البته استنباط اين آموزه‏ها با اكتفاى به مفاهيم ظاهرى آيات، چندان قابل دستيابى نيست. آموزه‏هاى اعتقادى ياد شده، بيشتر ناظر به مسائل اختلافى شيعه و سنّى در اعتقادات است و در طبقه‏بندى معارف، از جمله فروع دين به شمار مى‏آيند.

يك. رجعت؛ حقيقتى قرآنى‏

رازى، اعتقاد به رجعت (زنده شدن برخى از افراد پيش از قيامت) را حقيقتى قرآنى مى‏داند. صاحب بعض فضائح الروافض، تأويل آيه (قالُوا رَبَّنا أمَتَّنا اثْنَتَيْنِ وَ أحْيَيْتَنا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إلى‏ خُرُوجٍ مِنْ سَبيلٍ)۲ به رجعت و خروج مهدى عليه السلام و زنده كردن قومى در آخر الزمان را انكار كرده است:

1.نقض، ص ۴۹۸.

2.سوره غافر، آيه ۱۱.

صفحه از 98