5. ورامين
يكى ديگر از شهرهاى شيعهنشين در حوزه عراق عجم، ورامين است. اين شهر، از پُرجمعيتترين مراكز جمعيتى در ناحيه رى بود؛ امّا در آغاز قرن نهم هجرى، رو به خرابى رفت و بعدها تهران، جاى ورامين را گرفت. ۱
در آغاز ورامين، ديهى بوده است كه از نظر آب و هوا از رى خوشتر و محصول آن، پنبه و غلّه و انواع ميوهها بوده است. اهل آنجا شيعه اثنى عشرى بودند و تكبّر بر طبعشان غالب بود. ۲
ورامين با اين كه يك ده محسوب مىشد، امّا منزلت آن از شهرها باز نماند. آثار شريعت و انوار اسلام، طاعات و عبادات و ملازمت خيرات و احسان در آنجا ظاهر بود. از بركات رضى الدين ابو سعد و پسران او بهرهها بردهاند. همچنين حضور مسجد جامع و مدرسه رضويه و فتحيه با اوقاف معتمد و مدرسان عالم متديّن و فقهاى طالب مجد، پُررنگ است.
در آخر اين كه در هر رمضان، خوان عامى برپا داشته و رسومى كه در ميان همه طوايف اسلام از حنفى و سنّى بىتعصب باشد، در اين شهر ديده مىشود. ۳
ب. حوزه حاشيه خزر
گرگان، طبرستان و ديلمان
موج تشيّع در بلاد شرقى ايران، زاييده قيامى بود كه عبّاسيان به طور پنهانى، آن را رهبرى مىكردند و بسيارى از كسانى كه با انقلاب عبّاسى همراه شدند، از شيعيانى بودند كه بعدها برضدّ عبّاسيان موضع گرفتند و جانبدارى خود را از علويان حفظ كردند. در اخبار مربوط به قيام عبّاسيان آمده: وقتى جمعى از شورشيان از خراسان وارد جرجان شده و يكماه در آنجا ماندند، شيعيان اين شهر، اموال و طلاهاى فراوانى به آنان دادند.
1.جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى، ص ۲۳۴.
2.نزهة القلوب، ص ۵۹.
3.نقض، ص ۲۰۰.