مىگويد: «و لشكر علويان دانى كه باشد: كفشگران درِ غايش، دبّاغان آوه، و عَوّانان قم، و گَندهدهنان ورامين و كياكان سارى و اُرْم»، ۱ با چنين جملات بليغى پاسخ مىدهد:
اولاً لشگر آل مرتضى دانى كه باشد؟ شير مردان فليسان باشند و سپاهيان درِ غايش و سادات درِ زاد مهران، و جوانمردان درِ مصلحگاه و معتقدان درِ رشقان و ديلمان آبه، و وزيران كاشان، و تازيان و علماء قم، و سادات و شيعت قزوين، و مردان مردانه و رؤسا و مصلحان ورامين، و شبخيزان نرمين و سروهه و معتقدان خوابه، و ملوك و اسپهبدان سارى، و دليران اُرْم، و عارفان سبزوار و شجاعان و مبارزان نيشابور، و مهتران جرجان، و بزرگان دهستان، و مؤمنان جربايقان، و امينان استرآباد، نه مشتى دروغ بازى سياه قفا، ... مروانى رنگ، چون قمار بازان درِ كنده و خردزدان درِ شهرستان و كَرَه، گبريان قزوين، و اجلاف همدان، و كلان آمل و طبرستان و خران مزدقان و خربندگان ساوه، و مشبّهيان اصفاهان، و گاوان آذربيجان، و بىنفسان ابهر و ناكسان زنجان باشند. ۲
در حقيقت، عبد الجليل با بيان ويژگىهاى مردم هر ناحيه، به دفاع از شيعيان پرداخته و وجود جوانمردان، و سپاهيان نيكصفت و در نهايت، حوزههاى مختلف جغرافيايى شيعيان را يادآور گشته است. او در ادامه به وجود هزاران كُرسى، منبر، مدرسه و مسجد در شهرهاى مُعظم اشاره كرده كه شيعيان در آن جا به تقرير مذهب خويش مىپردازند و تركان و تازيان، حضور گستردهاى دارند.
در اين شهرها كتب شيعه اصوليه، فراوان و بسيارى از نسخههاى آن در كتابخانههاى مختلف سرزمينهاى اسلامى موجودند، از جمله اين كتابخانهها، كتابخانه صاحبى در رى، كتابخانه بزرگ در اصفهان و كتابخانه بو طاهر خاتونى در ساوه است كه همه مملو از عدل خدا، مشحون از براهين توحيدى و نفى مشاركت و ردّ بر دشمنان دين مثل: فلاسفه، بواطنه، طبايعه و غُلات. ۳