توصيف مذهب مردم رى در همين دوره نوشته است:
نيمى از مردم رى، شيعه و بسيارى حنفى مذهب و اقليتى شافعى اند و روستاهاى رى همگى شيعهاند و تعداد بسيار اندكى حنفى در آن روستاها زندگى مىكنند؛ ولى از شافعيان، اثرى نيست. ۱
خود عبد الجليل در آماردهى از اجتماع شيعيان در مساجد و محافل دينى چنين نوشته است:
در هر جامعى از شيعت و سادات از پنجاه هزار تا به ده هزار و در هر مجلسى از دو سه هزار تا پانصد و بيشتر و كمتر جمع مىشوند... و جمع شيعه... آبادان و حاصل است با كثرت و قوّت و شوكت و نور و انبوه و زينت. ۲
يعنى با وجود تعصّب سلجوقيان، شيعيان با آزادى به فرايض و شعائر مذهبى عمل مىكردند و علما و وعّاظ، هريك به كار تعليم و جلسات وعظ و خطابه مشغول بودند. از سوى ديگر، برخى شيعيان در دربار سلاجقه و در بدنه قدرت، به كار گماشته شده بودند.
همه اين موارد، موجب اعتراض و ناخرسندى برخى سنّيان متعصّب شده بود، چندان كه خواجه سنّى در كتاب بعض فضائح الروافض از اين مسئله، به شدّت اظهار ناخرسندى كرده و اين دوره را با دوره مقتدر عبّاسى مقايسه كرده است: «ودر هيچ روزگار [شيعيان] اين قوّت نداشتند كه اكنون كه دلير شدهاند و به همه دهان سخن مىگويند؛ زيرا كه هيچ سوى نيست از آن تركان، و الّا ده پانزده رافضى حاكم اند و در ديوانها، دبيران همه ايشان اند و اكنون به عينه چنان است كه در عهد مقتدر خليفه بود». ۳
و در جاى ديگر به رفاه شيعيان رشك مىبرد و آن را وسيله نكوهش آنان قرار مىدهد و مىگويد: «رافضيان در شهرها مرفّه و آسوده نشستهاند و با ملك و مال». ۴
1.معجم البلدان، ج۳، ص ۱۱۷.
2.نقض، ص ۳۹۵.
3.همان، ص ۷۸.
4.همان، ص ۱۴۹.