افزون بر آن، ناقض، خود در سال 533ق، كتاب مستقلى در اين باره به نام كتاب فى تنزيه عايشه نوشته است تا كسانى كه مىخواهند عقايد شيعه را بدانند، آن را بخوانند و «اعتقاد شيعه اماميه را در حقّ ازواج رسول بدانند تا مگر زبان در حقّ ايشان بهدروغ و بهتان نجنبانند». ۱
سپس با صراحتى تكان دهنده، اعتقاد شيعه را در اين باره بيان مىكند: «هر كس كه عايشه را يا حفصه را يا يكى [ديگر ]از زنان مصطفى و دگر انبيا را به زنا تهمت نهد، ملحد و كافر و ملعون باشد و خون و مالش حلال بود از بهر آن كه [...] گفته باشد، رسولان را». ۲
مدّعى در دفاع از مبناى خود از آن كه به مقدّسات مقبول خودش نيز توهين كند و به دخت پيامبر اكرم نيز بتازد، كوتاهى نمىكند، تا جايى كه مىنويسد: «بُلفضائل را گفتند كه در تزويج على و فاطمه كلمتى بگو. گفت: ديوانهاى را به كلى دادند. چندينى عظمت نداشت». ۳ در اين جاست كه ناقض، سخت بر مىآشوبد و به گوينده حمله مىكند: «خاكش به دهان كه چنين گويد و لعنت بر آن باد كه اين اعتقاد دارد كه در عالم از دورِ آدم تا به مُنقَرَض عالم چنين عروسى نبوده است و نباشد!». ۴
با اين همه، ناقض از حمله متقابل در اين عرصه خوددارى مىكند و حتّى در مواردى از صحابه به احترام ياد مىكند و چون مدّعى در كتابش خلفا را مىستايد، ناقض، همسويى نشان مىدهد و مىگويد: «بر آن انكارى نيست. بزرگان دين اند از مهاجر و انصار». ۵
4. آشكار كردن تناقضها
بخش قابل توجّهى از كتاب نقض، صرف آشكارسازى تناقضهايى است كه حريف در سراسر كتابش مرتكب شده است. وى در جايى به شيعيان نسبتى مىدهد و در